همچنین در صورت علاقه به مطلب خاصی انرا مطرح نموده تا بنده به نمایش بگذارم.
( در صورت ارسال مقاله انرا به ایمیل من ارسال کرده ودر صورت در خواست مطلب مورد نظر انرا در نظرات این پست مطرج کنید.)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با تشکر ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
F-117
هواپیمای نایت هاوک یا قوش شب، اولین هواپیمای عملیاتی و تولید انبوه جهان است که قادر به استفاده از تکنولوژی پنهان کاری از دید رادار می باشد. طراحی بی نظیر این هواپیما، قدرت عملیاتی استثنایی به آن می دهد. این هواپیما برای تامین نیروی پیشرانش خود از دو موتور توربوفن جنرال الکتریک مشابه همان موتورهایی که در هواپیمای هورنت به کار رفته است و البته بدون پس سوز، بهره برده و برای کنترل پرواز خود نیز از سیستم پرواز با سیم استفاده می نماید.
هواپیمای نایت هاوک با کد F-117، در حقیقت یک بمب افکن سبک است که توانایی استفاده از بازه گسترده ای از تسلیحات داشته و با سیستم های فوق العاده پیشرفته و جدیدترین و تواناترین تکنولوژی های اویونیکی و دیجیتالی حمله و ناوبری تجهیز گشته است. برنامه ریزی برای حمله به اهداف شدیداً مراقبت شده، تماماً توسط سیستم های مدیریت عملیات این هواپیما صورت گرفته و البته بسیار دقیق و موفقیت آمیز نیز می باشد. مهمترین عملیات این هواپیما، در سال 1991 در عملیات طوفان صحرا در عراق صورت گرفت که در طی آن، این بمب افکن سبک حمله های سنگینی را علیه مواضع عراقی انجام داده و باعث تخریب بسیاری از ایستگاه های برق عراقی، شعبه های اصلی نظامی، مقرهای ارتباطات، فرودگاه های نظامی و مراکز دفاع ضد هوایی شد. این هواپیما در تمام طول این عملیات، آزادانه در آسمان عراق به گشت زنی می پرداخت که البته این توانایی فوق العاده را تا حد زیادی مدیون ویژگی پنهان بودن راداری آن بود. به همین دلیل، در آن زمان، نایت هاوک تنها هواپیمایی بود که از طرف آمریکا اجازه پرواز بر فراز دفاع ضد هوایی شدید شهر بغداد را داشت. بدنه این هواپیما، با یک پوشش جذب کننده امواج رادار پوشیده شده که مانع از انعکاس امواج می شود که این روش، شیوه ای معمولی برای جلوگیری از شناسایی هواپیما در طول نبرد های هوایی است. این بمب افکن سبک، ساخت شرکت لاکهید مارتین است که اولین پرواز خود را به سال 1981 به انجام رسانید. طول این هواپیما 20 متر و فاصله دو سر بال آن نیز به حدود 13 متر می رسد و از این لحاظ، در کلاس هواپیماهای اندازه متوسط قرار می گیرد.
حداکثر وزن پروازی یا برخاست این هواپیما، در حدود 24 تن بوده و قادر به حمل انواع بمب های مارک و جی بی یو می باشد. این هواپیما، بمب افکنی با قابیلت پرواز در سرعت های نسبتاً بالا، اما زیر سرعت صوت و تقریباً ترانسونیک است و محموله جنگ افزاری خود را نیز به طور کل در محفظه های داخلی نگه داری تسلیحات حمل می نماید. نایت هاوک قابلیت سوخت گیری هوایی را نیز دارا بوده و از این حیث، یک بمب افکن با برد نامحدود محسوب می شود. لازم به ذکر است که هدایت و انجام عملیات در این هواپیمای پیشرفته، تنها به عهده یک خلبان، یعنی در اصل سرخلبان آن است. تنها سقوط این هواپیما، مربوط به سال 1991 بر فراز بلگراد در یوگسلاوی است که هواپیما ساقط شده و خلبان آن به بیرون پرید و با چتر نجات فرود آمده و هواپیما نیز در نزدیکی این شهر به زمین برخورد نمود. خلبان این بمب افکن در آن حادثه جان سالم به در برد.
جنگنده میگ21، هواپیمای رهگیر و جنگنده ای می باشد که تنها در روز قادر به انجام عملیات مؤثر است. این هواپیما، یکی از جنگنده هایی می باشد که تا کنون به خدمت بیش از سی کشور دنیا در سراسر جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران در آمده است. این جنگنده رهگیر برای اولین بار در سال 1955 اولین نمایش عمومی و پرواز خود را به انجام رساند.

میگ 21 از جنگنده هایی بود که در جنگ ویتنام به صورت بسیار انبوهی علیه هواپیماهای آمریکایی به کار گرفته شد. بین تاریخ 26 آوریل 1972 تا 8 ژانویه 1973، هواپیماهای اف-4 فانتوم حدود 68 فروند از این هواپیماهای میگ 21 را با موفقیت سرنگون ساختند. از این هواپیما تعدادی بیش از 8.000 فروند در داخل یا خارج از کشور شوروی سابق در حدود 15 مدل گوناگون ساخته و تولید شد. جنگنده میگ 21 از شکل بال دلتا گونه بهره می برد که برعکس بیشتر هواپیماهای دلتا شکل، بال های این هواپیما به جای نصب شدن در وسط به انتهای بدنه، در وسط بدنه نصب گشته است. قلب تپنده این هواپیما یعنی موتور آن، یک موتور توربوجت ساخت تومانسکی مدل R-11 می باشد که در وسط بدنه قرار گرفته است.
ورودی موتور این هواپیما به جای قرار گرفتن در طرفین هواپیما، در دماغه آن کار گذاشته شده و همچنین فلسفه قرار دادن مخروطی در جلوی آن که در تصاویر قابل مشاهده است، کاهش سرعت های هوای ورودی به موتور برای انجام عمل احتراق به طور کامل است. در انتهای هواپیما نیز تنها یک اگزوز یا خروجی منفرد برای تخلیه گازهای موتور قرار گرفته است. بدنه این هواپیما، بدنه ای لوله ای طویل با دماغه ای بدون نوک معمول در هواپیماهای دیگر است. در میگ 21، کاناپی یا همان شیشه ی پوشش خلبان، از نوع حبابی می باشد. این هواپیما دارای یک سکان پایدار کننده عمودی در انتها است که تا حدودی نیز به عقب برگشته است. پایدار کننده های افقی آن نیز به همان ترتیب در طرفین سکان عمودی به صورت سوپت بک قرار گرفته اند. میگ 21 می تواند نقش های مانند حمله به اهداف زمینی و عملیات تمرینی برای دانشجوهای خلبان را به خوبی ایفا نماید اما در انجام نقش رهگیری، آن چنان که باید و شاید چست و چابک نبوده و عمل نمی نماید. این هواپیما دارای طولی به اندازه حدود 15 متر و طول دو سر بالی به میزان 7 متر می باشد. همچنین حداکثر وزنی که این جنگنده می تواند با خود بلند نماید حدود 8 تن می باشد.

این هواپیما، جنگنده ای تک سرنشینه است و تنها قادر به حمل خلبان می باشد. حداکثر سرعتی که برای این هواپیما در نظر گرفته شده است، حدود 2.000 کیلومتر بر ساعت بوده و دارای سقف پروازی معادل 14.000 متر می باشد که در این مورد تا حدودی برتری خود را تنها با یک موتور مشخص می نماید. اما ضعف بزرگ این هواپیما این است که هواپیمایی با برد بسیار کوتاه می باشد و تنها قادر است که در آب و هوای مناسب و در روز عملیات انجام دهد. همچنین این جنگنده برای انجام برخاست و نشست به باندی با حدود 700 تا 800 متر طول نیازمند است. یکی از دلایل عمده ای که برد کوتاه آن را بیش از پیش آشکار می نماید، ناتوانی این جنگنده در انجام سوخت گیری هوا به هوا است. در کل، این هواپیما که ظاهری بسیار نامتناسب دارد، جنگنده ای آن چنان که باید و شاید توانمند و مقتدر نبوده و وجود آن در آسمان، اساساً مشکل مهمی برای خلبانان جنگنده دشمن ایجاد نمی نماید.

نویسنده: آرمان
- www.airliners.net/photos/photos/3/3/1/1271133.jpg
- www.airliners.net/photos/photos/1/2/1/1271121.jpg
- www.airliners.net/photos/photos/9/2/1/1271129.jpg
- www.airliners.net/photos/photos/4/1/1/1271114.jpg
- www.airliners.net/photos/photos/6/0/1/1271106.jpg
امید وارم لذت برده باشید.با تشکر
در سال 1954 میلادی، شرکت نورث روپ تحقیقاتی را برای طراحی و ساخت جنگنده ای سبک وزن، کاملاً ارزان قیمت و با نگهداری آسان که بتواند حتی از فرودگاه های بسیار کوتاه نیز تیک آف نماید، آغاز کرد. پس از مدتی، برای اولین بار هواپیمای چست و چابک شکاری جنگنده ی فوق سبک اف-5 دو موتوره، با لقب جنگنده آزادی متولد شد.

این جنگنده، با وزنی خالی حدود 4 تن، می توان گفت که سبک ترین هواپیمای جنگنده امروزی به شمار می رود. مدل A این هواپیما توانایی های هوا به هوای بسیار کمی داشت و بیشتر قدرت خود را در بمباران و حمله به اهداف و مواضع زمینی نشان می داد. پس از این مدل، مدل B این جنگنده عرضه شد که قدرت نبرد هوا به هوای آن نیز افزایش یافته و بهبود هایی نیز پیدا کرده بود. این مدل، گونه ی دو سرنشینه این هواپیما بود که به منظور انجام ماموریت ها با دقت بیشتر توسط دو خلبان و همچنین امکان انجام تمرینات مدرسه های زمینی هوایی عرضه شد. این هواپیما، بیشتر برای منظورهای تمرینی معلم خلبان و دانشجو به وجود آمده بود که سال ها نیز در این نقش باقیمانده و خدمت نمود. همچنین، هدف دیگر طراحی این هواپیما، طراحی شکاری جنگنده ای با نقش برتری هوایی بود که در مقابل هواپیماهای تازه تولید شده میگ 21 که مشکلاتی را برای بعضی از کشورها ایجاد می نمودند، مقاومت نموده و آنان را به خوبی از صحنه نبرد به در کند.

این جنگنده به دلیل وزن فوق العاده سبکش، توانایی بسیاری در انجام مانورهای هوایی دارد و به دلیل طراحی ویژه اش، هزینه به پرواز در آوردن این جنگنده تقریباً برابر با یک سوم هزینه وارد عمل کردن یک جنگنده اف ای-18 هورنت است. مدل F-5E گونه ای بسیار بهبود یافته تر و قدرتمند تر است که بعدها طراحی و به کشورهای مختلفی از جمله ایران عرضه گردید و این هواپیما، هم اکنون نیز در نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مشغول به خدمت بوده و در طی سال های جنگ تحمیلی استفاده های گسترده ای از آن به عمل آمد. این جنگنده از دو موتور توربوجت جنرال الکتریک J-58 با قدرت 4.080 پوند تراست استاتیک بهره می جوید که این میزان کشش، در نمونه Tiger II افزایش یافته است. حداکثر سرعت این هواپیما حدود 4/1 ماخ یا سرعت صوت بوده و دارای سرعت گشت زنی و کروزی معادل 97/0 ماخ می باشد. همچنین، حداکثر برد این جنگنده حدود 900 کیلومتر می باشد که این مقدار نیز با افزایش یا کاهش تسلیحات تغییر می یابد.

طول این هواپیما حدود 15 متر و فاصله ی دو سر بال آن نیز 5/7 متر می باشد. این هواپیما در هنگام برخاست قادر است حداکثر وزنی معادل 9.300 کیلوگرم را با خود به پرواز در آورده و حمل نماید. همچنین این هواپیما می تواند تعداد 2 موشک حرارتی کوتاه برد سایدوایندر AIM-9 را در در دو نوک بال حمل کند در حالی که پنج مقر تسلیحاتی دیگر نیز در زیر بال ها و بدنه وجود دارد که انواع بمب های خوشه ای، موشک های هوا به هوای اضافی، تانک های بنزین و راکت های هدایت نشده می تواند در این پایلون ها لود یا نصب شود. همچنین این جنگنده، دارای قلاب مخصوص عملیات از روی ناو هواپیمابر نیز هست که امکاناتی گسترده تر به آن می بخشد. ان شاالله در پست های بعدی به مدل ارتقا یافته این جنگنده با نام F-20 کوسه ببر که دارای توانایی های خارق العاده ای می باشد، خواهیم پرداخت.

نویسنده:چازان
می توان گفت که جدیدترین هواپیمای نظامی آمریکا، همان جنگنده مشترک عمود پرواز F-35 JSF است که هم اکنون در حال در طراحی و ساخت بوسیله شرکت لاکهید مارتین می باشد. البته همانطوری که در ابتدا ذکر شد، این جنگنده دارای برنامه ای مشترک بوده و مشترکاً توسط شرکت های نورث روپ گرومن، BAE سیستمز، پرات اند ویتنی و رولزرویس اداره می شود.
جنگنده JSF، جنگنده ایست چندماموریته که برای عملیات هوا به زمین بهینه سازی شده و ماموریت هوا به هوا، اصولاً ماموریت ثانویه وی به شمار می آید. اگر به تصاویر این هواپیما دقت کنید، می بینید که این هواپیما تا حدود زیادی به جنگنده F/A-22 Raptor شباهت دارد و طرح کلی آن مشابه این هواپیما بوده و هم چنین تا حدود زیادی نیز از فناوری های مشترکی بهره می جویند. این هواپیما، در پاسخ به نیاز به هواپیمایی که قابلیت پرواز عمودی را داشته باشد، در مرحله طراحی قرار گرفت، چرا که هواپیمایی که بتواند عمودی از زمین برخیزد، دارای فرسایش قطعات پایین تر و بالاتر از همه طول باند کمتر می باشد که آن را به وسیله ی بهینه ای برای برخاست از روی ناوهای هواپیمابر و همچنین فرود بر روی آن ها می کند. برای انجام این مهم، این هواپیمای پیشرفته تک موتوره، از سیستم وکتورد تراست یا کشش منحرف شده بهره می جوید، یعنی ابتداً همانند موتورهای توربوپراپ نیروی موتور ابتدا به یک جعبه دنده برای کاهش دور انتقال یافته سپس به یک فن یا پنکه عمود بر سطح زمین منتقل می شود. این پنکه نیروی مورد نیاز هواپیما را برای برخاستن تا یک ارتفاع مطمئن تامین کرده و پس از آن، به تدریج قدرت موتور بیش تر به سمت خروجی موتور متوجه شده و از قدرت لیفت فن کاسته می شود و هواپیما به جلو رانده می شود. در سیستم قدرت این هواپیما، برای برخاست، ابتدا دریچه ای زیر و بالای کابین خلبان باز شده و از آن جا لیفت فن هوا را با سرعت زیاد از بالا به سمت پایین پمپاژ می کند. همزمان با این کار، خروجی انتهایی موتور نیز به سمت پایین برگشته و نیروی تراست رو به پایین تولید می کند. این دو محل تولید نیرو، بالانس هواپیما یا تعادل آن را نیز بر قرار می سازند.

این هواپیما، بسته به موتوری که روی آن نصب می گردد، دارای بردی بین 2,000 تا 3,000 کیلومتر و حداکثر سرعتی معادل 8/1 ماخ خواهد بود. این هواپیما، قادر است با بیشینه وزنی حدود 22 تن عملیات برخاست یا تیک آف را انجام دهد. البته در گونه دریایی یا ناونشین این هواپیما، که مدل B یا C می تواند باشد، تغییراتی برای توانایی لندینگ یا نشست بر روی ناو از جمله بزرگتر کردن بالها و افزایش سطح فلپ ها و همچنین تغییراتی نیز در موتور آن حاصل می گردد. این هواپیما، برای حمل تسلیحات خود از دو محفظه داخلی و چهار پایلون خارجی استفاده می کند. هر یک از محفظه ها، قابلیت حمل دو موشک یا بمب یا هر سلاح دیگر را دارند و مقرهای خارجی نیز به همین ترتیب می توانند لود شوند. تقریباً در تمامی مدل های این هواپیما، تسلیحات یکسانی به کار رفته و تغییرات تنها در قسمت راداری و سیستم های پیچیده برخاست و نشست صورت می پذیرد. از این جنگنده، تعداد بسیار فراوانی، یعنی حدود 3,000 فروند سفارش داده شده که حدود 1,700 فروند آن برای نیروی هوایی و بقیه برای نیروهای دریایی و ناوگان های آنان خواهد بود. با تمام اوصاف، انتظار می رود که این هواپیما در سال 2008 وارد خدمت شود، یعنی همان سالی که پرنده رویایی اف-14 تامکت بازنشسته و برای همیشه به موزه های هوایی سپرده خواهد شد.
منبع: وبلاگ ایر
اول در مورد نام آن این توزیح را بدم که اوریون در نجوم به صورت فلکی شکارچی (یا همان صورت فلکی جبار) گفته میشود
بدنبال گسترش روز افزون زیر دریایی در سالهای بعد از جنگ جهانی و لوزوم ساخت یک هواپیمای اختصاصی برای شناسایی و حمله به زیر دریایی ها بیش از پیش احساس میشد(بخصوص که در این بخش روسها بسیار جلوتر بودند و این در اوج جنگ سرد بود) این اندیشه نیروی دریایی آمریکا را بر آنداشت تا برا جایگزینی هواپیماهای P-2V مناقصه ای را برای این منظور ارائه کند در این مناقصه شرکت لاکهید با طرح خود گوی رقابت را از رقیبا ربود لاکهید مارتین طرحی را تحت عنوان P-3 که بر اساس طرح L-188 الکترا که یک طرح مسافری بودطراحی گردیده بود اما این دو طرح با این وجود که بسیار شبیه هم از کار در آمدند اما تفاوت های امده ای داشتند از جمله قابلیت حمل جنگ افزار در زیر بالها و همچنین بالهای رو به جلو(قسمت پشتی بالها بسمت جلو مایل است دلیلش هم بخاطر انعطاف پذیری بهتر در سرعت های پایین است) قابلیت برخاست از باندهای کوتاه و نگهداری آسان حال شاید برای برخی دوستان این سوال پیش آید چرا از یک هواپیمای جت استفاده نشد دلیلش این است چون این هواپیما باید با سرعت کم برای شناسایی اهداف دریایی پرواز کنند بهترین گذینه هواپیماهای توربوجت است اولین مدلها تحت عنوان A و B در سالهای 60 و 61 در تعداد بالا تولید گردیدند این هواپیما کارایی خوبی از خود نشان داد و بزودی بسیار محبوب شد مدل سی که در سال 68 اولین پرواز خود را انجام داد به یکی از محبوب ترین مدلها مبدل شد بگونه ای که بجای ساخت مدل های جدید گونه های مختلف همین مدل طراحی و آپدیت شد
اولین گونه Update I در سال 1975 پرواز کرد این در این مدل دارای یک میکرو پروسسور جدید با یک ایونیک مدرن تر بو همچنین نرم افزار های آن نیز از نو طراحی شد
مدل Update II در سال 1977 وارد خدمت شد در این مدل مجهز به سیستم مادون قرمز اخطار دهند و یک سیتم استراغ سمع با 28 کانال مغناتیسی ضبط صدا و اخلاگر الکتریکیو همچنین موشکهای هارپون
مدل Update III در 1981 کامل شد و در 1982 وارد خدمت شد در این مدل دستگاه های صدا سنج (کانالهای سنجش صدا) بصورت دوبرابر نصب شد(برنامه ای تحت عنوان CHEX) در این مدل بیشتر بروی دستگاه های سنجش کانالهای صدا و استراق سمع کار شد و تا سال 88 در حال گذشتن از آزمایشات گوناگون بود این مدل قادر بود تا 11 نفر را با خود حمل کنند(5 افسر خدمه و 6 کاربر سیستم)
بعدها سیستم پردازش پیشرفته داده و شنود و همچنین دیتا لینک ,آنتنهای جدید یک سیستم پشتیبانی الکتریکی ESM مولد سنجش صدا و یک سیستم پردازش دیتای جدید از نوع CP-2044و سیستم کنترلی جدید هم بعد ها اضافه گردید
از دیگر تغییراتی که بعدها روی این مدل انجام شد
اضافه شدن موشک اسلم(Stand-Off Land Attack Missile ) که موجب افزایش برد درگیری و توانایی حمله ی افقی به اهداف را به آن میداد
سیستم کنترل تطبیقی انتنها از نوع AN/ALQ-158 که بر روی VHF فعال است و کاربرد آن برای شناسایی صوتی علائم زیر دریایی و سیگنالها دریافتی ست(قابلیت ردگیری فرکانسهای رادیویی را نیز داراست)
سیستم پیشرفته ی گیرنده ی علائم و فرکانسها(گیرنده دریایی) از نوع AN/ARR-78 مجهز به ۲۰ ماژول گیرنده با قابلیت شناساییی و پارازیت رادیویی بیش از ۹۹ کانال در هر ماژول
سیستم شناسایی و پروسس سیگنال از نوع AN/UYS-1 که کاربرد آن در شنود رادیویی و شناسایی سیگنال ها و انتقال و تقویت صدا از طریق تصحیح دامنه فاز
سیستم تدابیر متقابل AN/ALQ-78A با یک ECP اصلاح شده و امکان تعمیر و نگهداری آسان و کاراییی بالاتر
سیستم رادیویی موج بلند(طول موج بالا) از نوع AN/ARC-187 با قابلیت ارتباط ماهواره ای
سیستم داده دیجیتالی کامپیوتر از نوع CP-2044 با توانایی بایگانی و عملیاتی بالا و یک میکرو پروسسور جدید(سه پروسسور Motorola 68030) و امکان نصب پردازشگر جانبی و باس دوبرابر و با امکان عیب یابی خودکار
سیستم مکان نمای جهانی (GPS) از نوع AN/ARN-151 با دقت ناوبری و اطلاعاتی فوق العاده بالا با ۵ کانال ضبط داده (پردازش داده) بدون توقف و امکان آنالیز و نمایش چهار ماهواره بطور همزمان
سیستم پشتیبانی الکتریکی(ESM) از نوع AN/ALR-66A/B با قابلیت نظارت بر رادار ها و کنترل راداری(پالس کترل) و اخطار دهنده ی رادار با برد زیاد(امکان کنترل و نظارت بر رادار کشتی ها و هواپیما ها را به آن میبخشد)

مدل بعدی Update III AIP یا به بیان دیگر(Anti-Surface Warfare Improvement Program ) این مدل در واقع نوع بهینه شده ی آپگرید سوم است با این تفاوت که در اصل برایمقابله با اهداف سطحی کامل شد در جنگ یوگوسلاوی برای اولین بار علیه اهداف زمینی بکار گرفته شد و موفق هم نشان داد این مدل امکان استفاده از موشک های ماوریک(AGM-65) را نیز دارد اما سیستم ها:
سیستم هدایت تلوزیونی ماوریک مسلح به کلاهک های ضد زره با قابلیت حمل دو فروند ماوریک در هر پرواز در دومد ضد تانک و ضد کشتی(ضمنا یک سیستم پشتیبانی شلیک کن فراموش کن نیز دارد)
سیستم اخطار دهنده ی فرو سرخ(IRDS) از نوع AN/AAS-36A با قابلیت اسکن غیر عامل وابسته به طول موج های رادیویی ناشی از هواپیماها
سیستم سنسور های الکترو نوری(EOSS) از نوع AN/AVX-1 با قابلیت تثبیت الکترونیکی سیستم ها با قابلیت بررسی و شناسایی ماموریت ها
رادار AN/APS-137B با توانایی ماموریتی بالا و قابلیت شناسایی اهداف کوچک و شناسایی اهداف سطحی با برد زیاد و قابلیت ناوبری بالا با اکان فعالیت در همه ی شرایط آب و هوا ای رادار میتواند برای کاهش بار مسئولیتی خلبان اهداف را بطور خودکار شناسایی کرده و آنها را بر اساس نوع و اولویت دسته بندی نماید و وضعیت لحظه به لحظه ی همه را یکجا نمایش دهد (یک پریسکوپ جانبی هم دارد)
سیستم آنالیز پالس EP-2060 که بهمراه سیستم جانبی AN/ALR-66C کار میکند که کار برد آن در یافت پردازش کردن و دسته بندی سیگنالهای الکترو مغناتیس ناشی از کشتی ها هواپیماها و وسایل نقلیه است
نمایشگرهای رنگی چند منظوره با رزولوشن(۱۰۲۴*۱۲۸۰) و قابلیت ۳۰۰ درصد رفرش
ترمینال تاکتیکی ماموریتی پیشرفته (MATT) از نوع OZ-72 وضیفه ی این سیستم آماده کردن و منظم کردن تجهیزات بر اساس تاکتیک و ماهیت ماموریت دریافت شده است
سیستم کوچک شده ی درخواست نیرو با دسترسی محدود AN/USC-42 با قابلیت بازیابی و ارسال بی خطر صدا و اطلاعات بدون امکان کشف(یعنی خدمه میتوانند در مواقع اضطراری درخواست کمک خود را با اتمینان از عدم کشف و پارازیت ارسال کنند)
سیستم اخطار موشک AN/AAR-47 با قابلیت اخطار شلیک و قفل موشک های زمین به هوا و هوابه هوا هماهنگ شده با سیستم تدابیر متقابل
سیستم تدابیر متقابل و دفاعی AN/ALE-47 برای استفاده از فلر و چف و پارازیت های رادیویی
بطور کلی از P-3 برای تهیه تاکتیک های عملیاتی و نظارت ومراقبت هوابرد و هشدار دهنده و همچنین مامورت جانبی ضد سطحی و ضد زیر دریایی استفاده می شود
بدلیل نیاز های روز افزون شناسایی و ردگیری دریایی و ضد زیر دریایی و همچنین پشتیبانی زمینی بشکل مداوم این هواپیما در حال آپگرید شدن مداوم است همانطور که گفته شد در جنگ یوگوسلاوی علیه اهداف زمینی و دریایی بکار گرفته شد و بسیار موفق نشان داد در جنگ عراق هم شرکت کرد اما بدلیل ضعف ارتش عراق چندان طعمه ای بدست نیاورد
پیش از آن یک مدل EP-3E که اقدام به ردگیری و شنود مکالمات نیروی دریایی چین کرده بود توسط دو F-8 که منجر به برخورد یکی از جنگنده ها و مرگ خلبان آن شد ولی هواپیما تقریبا سالم بدست چینی ها افتاد باوجودی که خدمه ی آن تاجایی که توانستند سیستم های محرمانه را نابود کردند باز هم مقداری اطلاعات ارزشمند نسیب چینی ها شد(البته هواپیما بعدا توسط یک رسلان AN-128) به آمریکایی ها تحویل شد
از نظر سلاح بجز موارد یاد شده اوریون میتواند انواع راکت انداز ها را باخود حمل کن همچنین برای حمله به کشتی ها و زیر دریایی ها بجز موشک هارپون و اسلم(و در برخی ماوریک) از اژدر های MK 46/50 نیز سود میبردو همچنین بمب های عمقی MK 54/57/101 و مین های دریایی MK 25/36/39/55/56 با قدرت انفجار از ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ lb
اوریون بطور نرمال از ۴ موتور توربوپراپ T56-14 با رانش 14,644 kW نیرو میگیرد که به آن بیشینه سرعت 760 کیلومتر بر ساعت را میبخشد
کشور های کاربر:
US NavyوAustraliaوCanadaوChileوIranوJapanوNetherlandsوNew ZealandوNorwayوPakistanوPortugalوSouth KoreaوSpain
به تازگی هند نیز تعدادی دریافت نموده است
جالب است بدانید با وجودی که اوریون در جنگهای زیادی شرکت نکرده و بیش از ۴۰ سال عمر دارد تا کنون بیش از ۶۹۴ فروند از آن تولید شده و ۵۸ درصد هواپیماهای گشت دریایی از نوع اوریون هستند
البته ۱۰۷ فروند هم توسط صنایع کاوازاکی در ژاپن تولید گردید

سایرمدلها:
در اینجا فقط مدلهایی که مهمتر بودند را معرفی می کنم چون اوریون تنوع مدلی بالایی دارد
P-3C Update IV این مدل درواقع آپدیت برای تمام مدل های Update II
EP-3C این مدل توسط صنایع کاوازاکی برای نیروی دریایی ژاپن ساخته شد
NP-3CوRP-3C مدل هایی بود که بعنوان آزمایشگاه پرنده و تحقیقاتی برای منظورهای علمی و نظامی کامل شد
UP-3C مدل باری
RP-3D و WP-3D این مدل ها برای منظور های هواشناسی و مطالعه بر روی اتموسفر و جغرافیا کامل شد
EP-3E موسوم به اریز این مدل به آنتنهای خارجی بزرگ در زیر دماغه مجهز بود و برای شناسایی مین ها وکشتی های دشمن و شنود مکالمات تکمیل شد(قابلیت حمل ۷ افسر و ۱۷ خدمه درجه دار ) کلا ۱۲ نمونه ساخته شد
P-3F این مدل به سفارش ایران و تنها برای ایران ساخته شد در دهه ی ۷۰ کلا ۶ فروند از این نمونه ساخته شد
P-3G این نمونه در واقع بستر طراحی P-7 بود که قرار بود جایگزین اوریون گردد که بعدا کنسل شد
P-3K این مدل برای نیوزیلند از روی مدل B طراحی و ساخته شد کلا ۵ فروند ساخته شد
P-3N این نمونه برای نوروژ از روی مدل B ساخته شد کلا ۲ فروند ساخته گردید
P-3P این مدل برای پرتقال سخته شد ولی بعد ها ۶ فروند از آن به استرالیا فروخته شد
P-3W این مدل بسفارش استرالیا از روی نمونه ی C-II ساخته گرید کلا ۲۰ فروند
CP-140 موسوم به ارورا که به سفارش کانادا تکمیل گردید کلا ۱۸ فروند ساخته شد
مدل F اوریون در خدمت نیروی دریایی ایران نیز هست ایران پیش از انقلاب ۳ فروند اوریون تحویل گرفت و ۶ فروند هم سفارش داده بود مدل های ایرانی که اختصاصا هم برای ایران طراحی شده بود از توانایی حمل موشک های ضد کشتی هارپون و سوختگیری هوایی برخوردارند از سیستم های آنها چندان اطلاعی در دست نیست اما باید قدیمی بودن و بهینه نشدن آنها را نیز به این موارد اضافه کرد خبری از استفاده از آنها در طول جنگ نیز وجود ندارد

گامی در پیشبرد صنایع هوایی ایران
کشور ایران، با توجه به تحریم هایی که از سوی بیگانگان بر او اعمال شده است، هرگز خود را به عنوان کشوری نیازمند به یاری های آنان ندانسته و در بخش های مختلف صنعتی از جمله صنایع هوایی، چه در زمینه نظامی چه در گستره غیر نظامی، گام های مهم و پراهمیتی برداشته است.
از جمله این پیشرفت ها البته در زمینه غیر نظامی، تولید هواپیمای مسافربری ایران-140 است که برای نخستین بار، در داخل خاک میهنمان ساخته می شود. این هواپیما، با توجه به فاصله تقریباً کوتاه میان فرودگاه های کوچک و یا بین المللی کشور، قادر است به خوبی از عهده انتقال بهینه مسافران از مناطق مختلف کشور به نواحی دیگر و یا انتقال مسافران به فرودگاه های بین الملی برای پرواز های میان کشوری بر آید و بدین صورت، با هزینه نگهداری پایین، نیاز به هواپیماهای پر خرج و پهن پیکر را برای خطوط داخلی که البته به صرفه هم نیست، رفع سازد. یکی از ویژگی های بسیار جالب توجه این هواپیما، دارابودن موتور کمکی برای استارت موتور است که هواپیما را از احتیاج به موتورهای زمینی برای روشن کردن موتورها، بی نیاز می سازد. این هواپیما، نوعی از هواپیمای آنتونوف 140 روسی است که البته در داخل کشور، دستخوش تغییرات بسیار و بهبود های فراوان شده که امروزه، به جرات می توان گفت که این هواپیمای کم مصرف و قابل اطمینان، موفق ترین هواپیمای منطقه ای سبک وزن در جهان به شمار می آید.
این هواپیما، به واقعیت با شرایط آب و هوایی ایران سازگار بوده و قادر به پرواز در مناطق گرمسیری حتی با شرایط اقلیمی بسیار نامساعد است. همچنین، این هواپیما که فراز نام گذاری شده است، می تواند از باند های نیمه آماده نیز نشست و برخاست را به نحو احسن انجام دهد. بدنه هواپیمای ایران-140، به نحو بسیار بهینه ای برای حمله مسافر یا بار به طور جداگانه یا همزمان طراحی شده است. بال های این هواپیما از نوع بال بالا بوده و به دلیل نصب بال ها در قسمت بالای بدنه، وسایل نقلیه و اپراتور های فرودگاه هیچ گونه مشکلی از نظر اشغال فضای اضافی بال ها نخواهند داشت. ساختار ارابه فرود این هواپیما، قادر به تحمل تا 20.000 فرود بوده و بسیار انعطاف پذیر است. دید خلبان در این هواپیما عالی و کنترل هواپیما در سرعت های کم نیز بسیار خوب گزارش شده است. گفتنی است این هواپیما حداکثر قادر به حمل 52 نفر مسافر است.
پیشرانه هواپیمای ایران-140 که از نوع کلیموف TV3-117 می باشد، با میلیون ها تعداد پرواز در سراسر جهان، به عنوان یکی از قابل اعتماد ترین موتورهای توربوپراپ شناخته شده است. این موتور، دارای یک پروانه شش تیغه ای از جنس فلز و مواد کامپوزیتی است که بهترین کارائی را به موتور خود عطا می نماید. در یکی از حوادث ناگوار هوایی، تعدادی از خلبانان و مهندسان با تجربه و مسئولان اجرایی هوایی ایران، سوار بر یک هواپیمای ایران 140، برای تست توانایی های این هواپیما، در ساعت 11:23 صبح روز 22 دسامبر 2002، شهر خارکوف را به مقصد ایران و شهر اصفهان ترک گفتند. این هواپیما، در ساعت یک و چهل و پنج دقیقه ی همان روز، در شهر ترابزون ترکیه توقف کوتاهی برای سوخت گیری و سرویس داشت. یک ساعت بعد، هواپیما از فرودگاه آن شهر برخاسته و پس از مدتی، با تقرب به شهر اصفهان، به دلیل شرایط بسیار نامساعد جوی و عدم توانایی خلبان برای استفاده بهینه از سیستم موقعیت یاب جهانی، هواپیما به یکی از کوه های اطراف اصفهان برخورد نموده و تمامی سرنشینان آن کشته شدند.
هواپیمای ایران-140 قرار است که به زودی با انجام تغییراتی اساسی، قادر به انجام نقش های مهم و استراتژیک نظامی از جمله تبدیل این هواپیما به یک هواپیمای آواکس کوچک شود که البته، بسیار هم دور از انتظار نیست. در مورد ابعاد این هواپیما باید گفت که طول خود هواپیما حدود 22 متر و طول دو سر بالهای آن حدود 24 متر است. حداکثر وزن برخاستی این هواپیما 21 تن می باشد که با توجه به قدرت ارابه های فرود، این هواپیما قادر به فرود یا همین وزن نیز است. حداکثر مسافت لازم برای برخاست هواپیمای فراز ایرانی حدود هزار و سیصد متر است که مسافتی قابل قبول برای چنین هواپیمایی به نظر می آید. همچنین حداکثر سرعت کروز اقتصادی این هواپیما 523 کیلومتر بر ساعت و حداکثر برد آن با تعداد کامل مسافر، دو هزار و صد کیلومتر است که بردی عالی برای هواپیمای ایران-140 که هواپیمایی کوتاه برد است، محسوب می شود

...............................................................................................................
منبع: وبلاگ ایر
همانطوری که می دانیم، دو جبهه شرق و غرب، و در این مقایسه روسیه و فرانسه، همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بوده اند که به نوعی از همتاهای خارجی خود برتر بوده و قابل رقابت با آنان باشد. در این مقاله، هواپیماهای سوخو Su-30 MK روسی و میراژ 2000 فرانسوی مورد مقایسه گرفته و توانایی تاکتیکی و عملیاتی آنان در شرایط یکسان جنگی سنجیده خواهد شد.

su-30 mk ساخت روسیه
هواپیمای Su-30 MK، آشکارا سعی در حفظ شکل ظاهری و همچنین توانایی های خود نزدیک به نیاکان او یعنی هواپیمای معروف سوخو 27 فلانکر، با تمرکز بر روی افزایش توانایی های چند ماموریتی خود، دارد. این هواپیما، به کلاس هواپیماهای اصطلاحاً «سنگین وزن» تعلق دارد. بزرگترین ویژگی این هواپیما، استقلال و مستقل بودن آن از پایگاه های زمینی-البته نه به طور کامل- برای حمله به اهداف زمینی یا هوایی خویش یا عملیات رهگیری است، به طوری که ظاهراً نیازی به اطلاعات هدف گیری از پایگاه های زمینی ندارد. اما هواپیمای میراژ 2000، هواپیمایی سبک وزن است که اصولاً برای عملیات دفاع هوایی در صورت حمله دشمن با اتکاء کامل بر پشتیبانی اطلاعاتی زمینی تولید شده است. اما، آخرین گونه این هواپیما یعنی میراژ M-2000-5، به طور قابل توجهی در حال فروش جهانی است و بیشتر کشورها در صدد خرید آن هستند. این هواپیمای فرانسوی، در عملیات دور از خانه به دلیل ضغف سیستم های شناسایی خود، به راحتی مغلوب حریف خود یعنی Su-30 MK که دارای استقلال عملیاتی از پایگاه خانه است، می شود. البته مقایسه این دو هواپیما، از لحاظ پایه ای چندان صحیح نیست، به این دلیل که هر یک از این دو هواپیما به کلاسی مخصوص بستگی داشته و دارای امتیازات منحصر به فرد در زمینه های تخصصی خود می باشند.
mirage 2000 ساخت فرانسه
اما باز نیز مواردی وجود دارد که بتواند بین این دو هواپیما به مقایسه گذاشته شده و در توانایی هر یک سنجیده شود. عملکرد بهینه هواپیمای Su-30 MK را می توان به پیکربندی درست ساختاری و آیرودینامیکی آن نسبت داد. از لحاظ قدرت آیرودینامیکی، واقعاً Su-30 MK مانند تمام هواپیماهای خانواده فلانکر رقیبی ندارد. در مقابل، ویژگی های آیرودینامیکی هواپیمای میراژ، چندان معلوم نمی باشد، اگرچه شکل بال های دلتا و مثلثی و بدون دم بودن آن-که در اکثر هواپیماهای اروپایی پست های قبلی وجود داشت- در سرعت های مافوق صوت بسیار موثر و مفید است. مانورپذیری بی همتای سوخو در تمام دنیا شناخته شده و تصدیق شده است. موتورهای با قابلیت منحرف کردن قدرت موتور به جهت دلخواه، این جنگنده را قادر می سازند که برای مثال به خوبی از عهده مانور کبرا بر آمده و حتی گاه مانور هایی در زاویه حمله 180 درجه انجام دهد. این مانورهای بی نظیر را نمی توان عادی نامید، بلکه باید از آن ها به عنوان «فوق العاده» یاد کرد که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در جنگ های هوایی نزدیک یا تن به تن است. این قابلیت بیشتر به علت دارا بودن سیستم الکترونیکی کنترل موتور/هواپیما ممکن شده که در طی آن، سیستمی هوشمند به طور اتوماتیک زاویه مورد نیاز برای سطوح کنترلی مانند شهپر ها و همچنین زاویه انحراف خروجی موتورها محاسبه کرده و بر اساس آن هواپیما تغییر جهت می دهد. امنیت پرواز نیز با یک سیستم محدود کننده شتاب گرانشی زمین-که توسط آن یا شتاب گرانشی زیاد می شود که به علت آن وزن تا 9 برابر سنگین تر شده و خون به مغز خلبان نمی رسد یا حالت منفی به خود گرفته و وزن سبک تر می شود و خون زیادی به مغز می رسد و در هر دو حالت باعث مختل ساختن فعالیت می شود- شتاب جی را در وضعیت های مختلف کنترل کرده و محدود می کند.
mirage 2000
بدین گونه خلبان در این هواپیما با راحتی تمام می تواند به عملیات بپردازد. هواپیمای میراژ 2000 به طرزی کاملاً معمولی پرواز کرده و ماموریت های خود را انجام می دهد. این هواپیما، دارای سیستم انحراف قدرت موتور نبوده و حداکثر زاویه حمله آن از 25 تا 28 درجه تجاوز نمی کند. این هواپیما از نظر تحمل شتاب گرانشی زمین، برتری به مقدار بسیار ناچیز 5/0 جی دارد که حتی در نظر نمی آید. البته میراژ با وجود ضعف هایی که داراست، قابلیت چرخیدن به جهات مختلف را با سرعت بالا داراست و پیکربندی بال دلتا شکل آن و فلپ های داخلی برای تنظیم وضعیت دماغه هواپیما، جنگنده فرانسوی را قادر می سازد که بدون تالل و معطلی از حالت پرواز عادی و افقی، به حالت اوجی گیری کاملاً عمودی در آید. همچنین برخورداری از تنها یک موتور و همچنین وزن سبک تر نسبت به سوخو، موجب برتری این هواپیما از نظر چالاکی در جست و خیز های هوایی و همچنین مصرف سوخت کمتر و هزینه های نگهداری کاهش یافته می شود.
su-30 mk
ناگفته نماند که جنگنده میراژ از توانایی پرواز در ارتفاع پایین با سرعت بالا نیز برخوردار بوده و همچنین نسل جدید این هواپیما یعنی میراژ M-2000-9، از رادارهای جدیدی برای بهبود عملیات هوا به زمین خود سود می برد. دو هواپیمای سوخو و میراژ، از نظر سقف پرواز، سرعت و قابلیت شتابگیری تقریباً در سطح یکسانی قرار دارند و سنگینی هواپیمای سوخو در مقابل میراژ، با داشتن یک موتور بیشتر نسبت به میراژ 2000 جبران شده است که با این اوصاف، این دو هواپیما در زمان یکسانی به منطقه درگیری می رسند. اما با این حال، توانایی رهگیری سوخو با شعاع عملیاتی 3.000 کیلومتری، 45% نسبت به میراژ بیشتر بوده و می تواند یک کشور نسبتاً متوسط از نظر مساحت را به خوبی پوشش دهد. هواپیمای سوخو، همچنین امتیاز دو خلبان بودن را داراست که به آن امکانات وسیع و دقت عمل بیشتر از نظر بمباران های هوایی و غیره را می دهد و از این لحاظ، این مسئله برای میراژ تک نفره یک ضعف تلقی می شود.

su-30 در یک نمایش هوایی
از لحاظ قابلیت حمل سلاح، سوخو قادر است تا 40% سلاح بیشتری نسبت به میراژ حمل نماید و این ویژگی این توانایی را به سوخو می دهد که در یک حمله هوا به زمین، تعداد بیشتری از اهداف زمینی را نابود سازد. از سوی دیگر، پیشرانه ها یا موتورهای هواپیمای سوخو، نقش غیر قابل انکاری در افزایش کارائی و عملکرد این هواپیما دارند. موتور AL-31 FP سوخو در مقابل موتور M53-P2 ساخت سنکما موتوری بهینه تر از نظر مصرف ویژه سوخت است. این موتورها، حتی در شرایط بحرانی مانند مانورهای بسیار سخت که در آن ها هوای مورد نیاز موتور به دلیل وضعیت ویژه ورودی ها به خوبی تامین نمی شود، عملکرد ثابت و نسبتاً یکسانی را حفظ می کنند. در این مقایسه، نقش اویونیک یا سیستم های الکترونیکی هواپیما به راستی غیر قابل چشم پوشی است.
su-30 mk
اجازه بدهید نگاهی نیز به سیستم های اویونیکی هواپیماهای مورد مقایسه بیندازیم. برتری رادار Su-30 MK از نظر برد تشخیص رادار، تجسس، ضد اغتشاش بودن و توانایی برای شلیک موشک های فعال و نیمه فعال کارائی و تاثیر فوق العاده ای را در نبرد های دور از خانه به ارمغان می آورد. در نبرد علیه اهداف زمینی، توانایی های راداری دو جنگنده تقریبا ً یکسان می باشد. تمام هواپیماهای مدرن روسی، شامل Su-30 MK، به مقر مکان یابی نوری مجهزند که این سیستم، قادر است به طور خودکار اهداف هوایی را شناسایی کرده و بر روی آنان قفل نماید، و سپس با دقت بالایی فاصله و مختصات و سایر مشخصات آنان را نمایان سازد. این سیستم، دقت هدف یابی را افزایش و زمان جستجو را به طور موثری کاهش می دهد. مصونیت رادار این هواپیما در مقابل سیستم های ECM مغشوش کننده رادار، آن را قادر می سازد که بدون هیچ گونه مشکلی آسمان را تجسس نمایند.
mirage 2000
برای ماموریت های زمینی، چه میراژ چه سوخو مجهز به سیستم جستجو کننده هدف نوری می باشند که تقریباً دارای خصوصیات مشترکی هستند. هواپیماهای جنگنده مدرن روسی، کلاً دارای خصوصیت بقاپذیری فراوانی هستند. برای مثال، در هواپیمای Su-30 MK از سیستم های جلوگیری کننده نشت سوخت و همچنین دستگاه های اطفاء حریق بسیار عالی بهره برده می شود که بقاپذیری این هواپیما را به مقدار 20% نسبت به هواپیماهای کلاس میراژ 2000 افزایش می دهند. از لحاظ برد موشک های مورد استفاده، تسلیحات هوا به هوای Su-30 MK دارای حدود 30% برد بیشتر نسبت به موشک های به کار رفته در میراژ-مانند سوپرماترا- هستند و امکاناتی چون قابلیت شلیک از فواصل دورتر را نسبت به حریف خود فراهم می آورند. لازم به ذکر است که هواپیمای سوخو Su-30 MK از 12 مقر تسلیحاتی و میراژ 2000 از 9 مقر برای حمل سلاح ها سود می جوید. قابلیت حمل دو برابر بمب در سوخو در مقابل میراژ، باعث کاهش تعداد سورتی پروازهایی می شود که برای نابودی مجموعه ای از اهداف زمینی مورد نیاز است، و در نتیجه این عمل، تعداد تلفات ممکن هوایی کاهش می یابد.
mirage 2000
در کل، می توان به این نتیجه رسید که به کارگیری جنگنده ای دوربرد با قابلیت استقلال از پایگاه های زمینی برای فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز به واسطه سیستم های پیشرفته به کار رفته، بسیار مقرون به صرفه تر از انجام نبرد با تعداد زیادی جنگنده ی کوتاه برد، غیر موثر و در عین حال با توانایی های کمتر و وابسته است و نهایتاً، با اوصاف و شرایط موجود در این مقایسه همه جانبه، هواپیمای Su-30 MK در سطح کارائی بالاتری نسبت به هواپیمای میراژ فرانسوی قرار می گیرد.
mirage 2000
هواپيماي فانتوم اف-4 يك جنگنده دو موتوره با قابليت تبديل به يك بمب افكن بود كه می توانست در هر آب و هوا و جوی به نبرد ادامه دهد. اين جنگنده قادر بود که سه نقش تاكتيكی هوايی مهم برتری هوايی، جلوگيری امكان پشتيبانی هوايی، رهگیری و بمب افکن را انجام دهد كه اين مشخصه ها را در جنوب شرقی آسيا يعنی در طی جنگ کمر شکن ويتنام نیز به عرصه عمل آورد.

فانتوم اولين پروازش را در ماه می1958 به انجام رسانيد. اين جنگنده در حقيقت برای دفاع از ناوگان دريايی آمريكا طراحی شده بود كه نهايتاً در سال 1961 به خدمت در آمد. نيروی هوايی آمريكا فانتوم را براي پشتيبانی هوايی بسته ارزيابی و سرانجام در سال 1962 مدل مخصوص نيروی هوايی آن را به تصويب و توليد رسانيد. جنگنده فانتوم II نيروی هوايی آمريكا، موجب به كار گماشتن فانتوم مدل سی نيز شد كه نخستين پروازش را در 27 می 1963 انجام داد و تحويل اين محصول در نوامبر 1963 شروع گرديد. هواپيمای جنگنده اف-4 در نقش هوا به زمين دو بمب معمولی می توانست حمل نمايد. اف-4 همچنين قادر به انجام پرواز های شناسايی نيز بوده و در ماموريت متوقف ساختن هواپيماهای ديگر كه به ماموريت راسوي وحشی مشهور بود كاملاً موفق می نمود. توليد هواپيمای اف-4 II درسال 1979 بعد از اينكه بيش از پنج هزار فروند فانتوم II توليد گردید، یعنی به تعداد بيش از 2600 فروند برای نيروی هوايی آمريكا، در حدود 1200 فروند برای ناوگان ها و نيروی دریایی و بقيه براي كشورهای دوست كه شامل اسرائيل، ايران، يونان، اسپانيا، تركيه، كره جنوبی، آلمان غربی، استراليا ژاپن و بالاخره بريتانيای كبير می شد، تولید پايان يافت.

چنان كه می دانيم از اين جنگنده مشهور به شكلی گسترده در جنگ ويتنام استفاده گرديد. مدل های بعدی اين جنگنده به ياد ماندنی هنوز در فهرست اموال نيروي هوايی آمريكا تا سال 1990 موجود و در حال فعاليت بودند. فانتوم ها ديگر در خدمت نيروي هوايی آمريكا نمی باشند در حالی كه هنوز در اكثر كشور های ديگر به پرواز در آمده و به خدمت گرفته می شوند. جنگنده اف-4 مدل سی برای اولين بار در مي 1963 به پرواز در آمد و گارد ملی هوايی به پرواز در آوردن اف-4 سی را در ژانويه 1972 آغاز كرد. نيروی هوایی آمريكا اولين فانتوم II را در ژوئن 1978 دريافت كرد. مدل اف-4 دی با تغييرات عمده ای در بالا بردن دقت هدف گيری سلاح ها، به نيروی هوايی در سال 1966، به گارد ملی هوايی در سال 1977 و به مجموعه جنگنده های نيروی هوايی و انبار جنگنده های نيروی هوايی در سال 1980 تحويل گرديد. اولين جنگنده اف-4 ئی در اكتبر 1967 به نيروی هوايی آمريكا تحويل داده شد و متعاقباً گارد ملي هوايی نيز اولين اف-4 ئی را در سال 1985 و انبار جنگنده های نيروی هوايی در سال 1987 اولين اف-4 های خود را دريافت داشتند.
اين مدل از اف-4 با يك مخزن سوخت اضافه، لبه حمله باريك برای افزايش قدرت مانور دهی و موتورهای بهبود يافته و يك توپ 20 ميليمتري دو لوله ای داخلی همراه سيستم كنترل آتش بهبود يافته عرضه شد. در سال 1973 اولين هواپيمای مدل اف-4 ئی همراه سيستم شناسايي هدف براي شناسايی تصويری دوربرد هوايی يا زمينی عرضه گشت. هر سيستم به طور اساسی يك دوربين تلوزيونی با عدسی كانون متغير برای شناسايی درست هدف بود و همچنين سيستمی كه پیوتک ناميده می شد، قابليت شبانه روزی تمام جوی را برای بدست آوردن و تعيين محل كردن اهداف زمينی به وسيله ليزر و سلاح های هدايت شونده به وسيله مادون قرمز را فراهم مي آورد. ديگر تغييری كه كه دراين مدل ايجاد شده بود، چند كامپيوتر ديجيتالی جدا بود كه شامل سيستم هاي شليك موشك هاي هوا به هواي سايدوايندر و اسپارو مي شد. به علاوه در مدل های ئی و جي سيستم ديجيتالی ARN-101 ناوبری، با سيستم جديد ناوبری LN-12 تعويض شده بود. با معرفي مدل های جديدتر هواپيما هاي ديگر بيشتر سيستم های توانای اف-4 فانتوم و مأموريت های آن نيز محدود شده و و مختص جلوگيري از دفاع هوايی دشمن گرديد. سرانجام فانتوم های اف-4 جی به مركز صد و نودمين اسكادران هواپيماهای بازنشسته تعمير و نگهداری گارد ملی هوايی آيدائو واگذار گرديد و بدین گونه بود که تاریخ این جنگنده ی افسانه ای جهان به پایان رسید.

در دهه 70، نسل جدیدی از جنگنده ها تولید شد که آمریکا با آشنایی و در اختیار گرفتن صنعت آنها، ده سال بعد تبدیل به تنها ابر قدرت جنگنده سازی در جهان شده بود.
اما نسل پنجم جنگندههاي ما چه؟ اين نسل بايد چه ويژگي هايي داشته باشد تا بتواند به عنوان نوع جديدي از هواپيماها مطرح شود؟ و يا به عبارت ديگر، تكنولوژي چگونه ميتواند، نسلهاي جديدتري از هواپيماها را توليد كند؟
نسل نخست جتهاي ما در دهه 40 توليد شد. در حالي که آنها150 تا 200 كيلومتر سرعت داشته و سيزده تا پانزده هزار پا ارتفاع ميگرفتند، عمر چنداني نداشتند و تجهيزات نظامي آنها هم تنها دو يا سه توپ و چند اسلحه «كاليبر» بالا بود. مهمترين هواپيماهاي اين نسل، «ميگ 15» و «F-86 سابر» است که با گذشت زمان، مدل نخست مانند ميگ 19 و F-100 سابر، به حداكثر سرعت خود؛ يعني نزديك به سرعت صوت رسيدند و به سيستم رادار و موشكهاي هدايت شونده نيز مجهز شدند.
در اواسط دهه 50، نسل دوم، ظهور كرد كه سرعت آنها 5/1 تا 2 برابر شده و مجهز به سيستم رادار، موشكهاي «هوا به هوا» با حسگرهاي مادون قرمز و كلاهكهاي جنگي هوشمند بودند. موشك و رادارها ميتوانستند مشكل سرعت را حل كنند. چراكه فاصله شليك تا هدف را افزايش و به خلبان فرصت كافي براي كشيدن نقشه را ميدادند. «ميگ 21» و «ميراژ3» در فرانسه و «F-104» آمريكا كه سالها در نيروي هوايي كشورهاي گوناگون استفاده می شدند، از همين نسل بودند.
ظهور نسل سوم جنگندهها با افزايش چشمگير قيمت آنها همراه بود و اين امر نياز به توليد هواپيماهايي را به وجود آورد كه به صورت چندمنظوره طراحي شده باشند. توانايي انجام مأموريتهاي گوناگون، در كنار انعطاف در حمله به اهداف زميني با كمك سلاحهاي هدايتشوند،ه به ويژگي هاي آشکار اين نسل از هواپيماها تبديل شد. که البته بايد گفت، افزايش تواناييهاي اين هواپيماها، مرهون پيشرفتهاي الكترونيكي رادارهاي پيچيده و سيستمهاي چشمي بود.
افزايش وزن اين هواپيما با ابداع موتورهاي پرقدرت جبران شد. «F4» و «ميگ ۲۳»، جزو همين نسل هستند كه در اواخر دهه 60 توليد شدند. اما نسل سوم به خاطر تجهيزات هدف ياب قدرتمند و موشكهاي هدايت شونده و چندين ويژگي ديگر، شاخهاي جديد از هواپيماهاي تخصصي بودند. «ميگ 25» و «SU-24» و«تورنادو» را هم ميتوان در همين دسته جاي داد.
اين نسل هنوز هم با توجه به اشتياق به تسليحات موشكي توليد ميشود، اما به جز حمل موشكهاي چندمنظوره، كاربرد ديگري ندارد.
در زمان طراحي اين هواپيماها ايده اين بود، كه نتيجه جنگ با محاسبه رياضي تعيين ميشود. نابودي پرسرعت هدف با توانايي مانور كم و موشكهايي با توانايي مانور كم، اما جنگ ده ساله ويتنام و درگيريهاي اعراب و اسرائيل به همه ثابت كرد كه چنين ايدهاي اشتباه بوده است. براي مثال؛ فانتومهاي چندمنظوره كه با تسليحات همراه خود، سنگين شده بودند، قرباني ميگهاي 17 ميشدند كه توانايي مانور و داراي سلاحهاي سنتي بودند. ميگهاي 21 كه از نسل دوم بودند و در قدرت موتور، وزن سبك و قدرت مانور بالا، بسيار خطرناكتر از هواپيماهاي كنوني بودند.
در نتيجه به نسل چهارم جتهاي جنگنده رسيديم كه بنا بر مجموعهاي از تعادلها ساخته شده بودند. اين هواپيماها، توانايي پرواز با دو برابر سرعت صوت در ارتفاع بسيار بالا را داشته و ميتوانستند به سيستمهاي دفاعي ضدهوايي در ارتفاعات پايين با سرعت صوت نفوذ كنند. خصوصيات پروازي به آنها اجازه مانورهاي جنگي متفاوت و در همان حال شليك سلاحها را ميداد. رادار اين جنگندهها، توانايي يافتن سلاحها و اهداف را به طور همزمان در يك مسير ديد، می داد. جنگندههاي آمريكايي «F-15»،«F-16»،«F-18»،«ميراژ 2000» فرانسه و«ميگ 29» و «Su-27» به قهرمانان اين نسل تبديل شدند. ركورد سرعت را در اين نسل، «ميگ 31» كه توانايي مانور هوايي جنگي را نداشت، شكست اما به خاطر سيستم رادار پرقدرتش، جزو اين نسل بود.
با رشد امكانات جنگندهها و تغيير نسلها، اين بار سرمايهگذاري بر سيستم جهتيابي هوايي، ضرورت خود را بروز داد. هواپيماهاي نسل اول از راه ارتباط راديويي و از زمين هدايت ميشدند. آنها بر پايه اطلاعات به دست آمده از طريق رادار زميني و يا ديد عادي خلبان هدايت ميشدند.
جنگندههاي نسل دوم داراي سيستم رادار بوده و ميتوانستند براي خود جهتيابي كنند البته باز هم با كمك ارتباط راديويي با زمين. جنگندههاي نسل سوم، توانايي ارتباط سريع با چند ايستگاه جهتيابي و هواپيماهايي را كه به سيستمهاي اوليه اخطار هوايي مجهز بودند، داشتند. نسل چهارم با كمك رادارهاي چند شبكهاي و سيستم جهتيابي داخلي، اين توانايي را افزايش دادند. هواپيما تبديل به جزئي از سيستم هوا به زمين شده بود كه مسئول شناسايي، اسكورت و تخريب اهداف بود.
در اوايل دهه 80، كار روي نسل پنجم آغاز شد و اين پرسش پيش آمد كه معيار تعريف و مشخصه اين نسل، چه خواهد بود. و پانزده سال طول كشيد تا این پرسش پاسخ داده شود. آمريكا تعریف آن را، كاهش سيستمهاي رادار و افزايش سرعت ميدانست. شوروي سابق و سپس روسيه، قدرت مانور بالا را نيز به اين ليست اضافه كردند. يك چيز كه با آن موافق بودند، سيستم راديويي هواپيما بود كه توانايي يافتن و تمركز بر اهداف را در هر دو نيمكره جلويي و عقبي خلبان داشته باشد و مهمترين مشخصه اين نسل، سطح بالايي از يكپارچگي هواپيما در ساختار سيستم هوا به زمين بود.
سيستم اطلاعاتي هواپيما، ميتواند از كانالهاي ارتباطي مختلف زميني تغذيه شود. مانند هواپيماهاي AWAC، برخلاف هواپيماهاي نسل قبل كه از اجزاي متفاوت زميني و هوايي مختلف تشكيل ميشدند، ساختار يكپارچه اين هواپيماها مهمترين ويژگي آنهاست، كه قيمتشان را نيز بسيار بالا ميبرد.
در اين دسته، تنها ميتوان به سه هواپيما اشاره كرد كه در دهه 90 طراحي شدهاند:«F-22»، «F-35» آمريكايي و «I-21» روسي.
به گزارش «واشنگتنپست»، به تازگي نيز شركت «لاك هه مارتين»، نسخه جديدي از جنگندههاي F35 بدون سرنشين را ارائه داده است كه همه توانايي هواپيماهاي داراي خلبان را دارد. مدير اين شركت اعلام كرده كه پس از دو سال كار روي اين پروژه، هواپيمايي طراحي شده كه ميتواند به همراه سرنشين براي بعضي مأموريتها اعزام شود و براي برخي ديگر، بدون سرنشين.
اين F-35 ها كه از F22 كمي ضعيفتر هستند، احتمالا جانشين F16 خواهند شد و توانايي حمل پانزده هزار پوند، بمب و موشك را دارند. آزمايش اين هواپيما و كنترل از راه دور آن، احتمالا بدون دخالت ارتش آمريكا و توسط مقامات شركت تا پايان امسال انجام خواهد شد.
پنتاگون از زمان حملات 11 سپتامبر، به دنبال ذخيره سرمايه براي تحقيق بر تكنولوژي هواپيماهاي بدون سرنشين است. و امسال دو ميليارد دلار را به هواپيماهاي بدون سرنشين اختصاص داده، در حالي كه اين ميزان در سال 2001، 363 ميليون دلار بوده است.
سرمايهگذاري اخير به اندازهاي بوده كه اين سيستم، بسيار گستردهتر و گرانتر و در سالهاي اخير نيز به توليد هواپيماهايي مانند predator و global منجر شده است.
در جواب بسياري از كارشناسان زبده، که پدید آمدن هواپيماي جنگي بدون سرنشين را ممكن نميدانند، بايد گفت كه؛ چنین چیزی به وجود آمده و پنتاگون در طرح اوليه خود قصد خريد حدود 2000، F35 را داشت. اما با مشكلاتي كه در برنامه F35 (مانند افزايش قيمت به 276 ميليارد دلار) پيشآمد، فعلا پشيمان شده است. پيشتر، پيشبيني ميشد كه اين قيمت 210 ميليارد دلار باشد.
مترجم : سبوح شهلایی
منبع : بازتاب
موشک هوا به هوای میانبرد AIM-120 امرام که در بین خلبانان "Slammer" یعنی به هم کوبنده خوانده می شود موشک هوا به هوای نسل جدید و پیشرفته است که با توافق ایالات متحده و ناتو ساخته شده است. همتای این موشک R-77 اَدر می باشد ( البته برد R-77 بسیار بیشتر از AIM-120 است). امرام در بسیاری از کشور ها و بر روی جنگنده های مختلف استفاده می شود. مثلا بر روی F-4 های آلمان، F-16A/B های نروژ، یوروفایتر تایفون و تورنادو های نیروی هوایی انگلیس، F/A-18 و AV-8B+ سپاه تفنگداران آمریکا، F/A-18 و F-14 های نیروی دریایی آمریکا، F-15 و F-16 و F/A-22 های نیروی هوایی آمریکا، نیروی هوایی سنگاپور بر روی هواپیماهای F-5S/T و F-16C/D و در نهایت جنگنده های ساب گریپن سوئد نصب می شود. امرام قابل استفاده در تمامی شرایط آب و هوایی بوده و با برد حدود 32 کیلومتر دارای توانایی درگیری فامد می باشد که باعث اتکای ایالات متحده و اعضای ناتو به آن شده است. امرام بعنوان ادامه و جایگزین سری موشکهای AIM-7 اسپارو توسعه یافته که به مراتب چالاکتر، سبکتر و کوچکتر و دارای توانایی های بیشتر برای رهگیری هواپیماهای در ارتفاع پایین است. سیستم آشیانه یاب ( هومینگ) آن راداری فعال در پیوستگی با سیستم اینرسیایی می باشد که ارتباط موشک را با سیستم کنترل هواپیما (شلیک کننده) کمتر می کند. وقتی که امرام به هدف نزدیک شد سیستم راداری فعال، موشک را هدایت می کند. به خاطر همین به آن " شلیک کن فراموش کن" گفته می شود و در آن لازم نیست خدمه هدف را با قفل کردن مشخص کنند و همچنین امکان شلیک همزمان تعداد بیشتری بطور همزمان فرهم می شود. پروژه ساخت AIM-120 با توافق ایالات متحده و تعدادی از اعضای ناتو برای همکاری در ساخت موشک های هوا به هوا و استفاده از فناوری تولید آنها آغاز شد. طبق این قرارداد آمریکا ساخت موشک هوا به هوای میانبرد نسل آینده با نام امرام و اروپا ساخت موشک هوا به هوای کوتاهبرد نسل آینده با نام اسرام را بر عهده گرفت. در ادامه با فسخ این قرارداد اروپا توانست موشک میانبرد MBDA Meteor را بعوان رقیب AIM-120 طراحی کند و آمریکا هم به ارتقا AIM-9 سایدوایندر ادامه داد. در نهایت آمریکا با تکمیل AIM-120 امرام، آن را در سال 1991 عملیاتی کرد.

در حال حاظر سه مدل از امرام وجود دارد که همگی در نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده استفاده می شود. AIM-120A مدل اولیه امرام است که دیگر تولید نمی شود. AIM-120B نمونه موفق و پر کاربرد امرام است که تحویل آن از سال 1994 شروع شده است. AIM-120C نمونه جدیدتر این موشک بوده که با حجم کمتر برای نصب در محفظه داخلی جنگنده پنهانکار F/A-22 رپتور ساخته شده است. AIM-120C از زمان معرفی ارتقا های چشمگیری کرده است. AIM-120C-6 دارای فیوز ( دستگاه تشخیص هدف) داخلی ارتقا یافته است. تکمیل مدلAIM-120C-7 در سال 1998 شروع شده و شامل تغییراتی در سیستم آشیانه یابی و دارای برد بیشتر ( که بطور دقیق بیان نشده است) است. این مدل در سال 2003 با موفقیت آزمایش شد و در حال عملیاتی شدن در نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا برای جایگزینی جنگنده های F-14 با جنگنده های F/A-18E/F سوپر هورنت می باشد. در واقع برد بیشتر AIM-120C-7 برای جبران برد زیاد موشکهای AIM-54 فینیکس می باشد. AIM-120D برنامه ارتقا امرام است که در آن تقریبا تمام قسمتها تغییراتی اعمال خواهد شد که شامل 50 برد بیشتر و سیستم هدایت بهتر بوده که احتمال برخورد به هدف را افزایش می دهد. همچنین طرحهایی برای ساخت مدلی از امرام با موتور رم جت وجود دارد که FMRAAM نامیده می شود. هنوز معلوم نیست که آیا این مدل ساخته خواهد شد یا نه. موشک AIM-120 دارای هدایت دو مرحله ای (زمانیکه از فاصله دور شلیک می شود) می باشد. هواپیما اطلاعات لازم را درباره محل هدف و جهت و سرعت در لحظه شلیک به موشک می دهد. موشک با اطلاعات دریافت کرده با سیستم ناوبری اینرسیایی (INS) به سمت هدف می کند. این اطلاعات می تواند بوسیله رادار هواپیمای شلیک کننده، هواپیماهای آواکس، از جنگنده های دیگر و یا توسط سیستم جستجو و پیگیری مادون قرمز (IRST) به موشک منتقل شود. اگر جنگنده شلیک کننده یا جانشین هدف را پیگیری و دنبال کنند اطلاعات به امرام منتقل شده و بدنبال هدف حرکت می کند. این تا زمانیکه امرام به فاصله مشخصی از هدف برسد ادامه پیدا می کند و بعد از رادار موشک فعال شده و سیستم آشیانه یاب آن به راداری فعال تغییر می کند. در این صورت خود موشک به جستجو و پیگیری هدف می پردازد. علاوه بر نمونه های هوا به هوا، مدل پرتاب شونده از زمین نیز وجود دارد که با موفقیت آزمایش شده است.

منبع : www.Answers.com
متهورانه ترین عملیات هوایی تاریخ جهان
عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است. فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند. در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ 23، سوخو 20، تییو 16، تییو 22) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید.

اسکادران f-14
می دانیم که در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حملهی هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود. در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطهی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانهی اچ 3 با نام الولید. هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطهی خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حملهی جنگندههای ایرانی قرار گیرد. هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه میبایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامهی عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن میساختند. عبور جنگندههای ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطهی خاک این کشور مسئلهای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حملهی غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته میشد. اما در آنسوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژهی همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد. در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت انگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند.
f-4 در حال نشستن
تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3 ، عملیاتهایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود. در ژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلیها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند. در اکتبر 1973 نیز، طی جنگهای بیست روزه (که اعراب آنرا جنگ رمضان و اسرائیلی ها آنرا جنگ یوم کیپور نام نهادند) نیروی هوایی اسرائیل موفق شد بسیاری از هواپیماهای مصری را بر روی باند فرودگاه از میان بردارد. در همین سال چهار فانتوم اسرائیلی ساختمان ستاد مشترک ارتش سوریه را در قلب دمشق با خاک یکسان کردند (که البته فقط دو تای آنها سالم به پایگاههایشان بازگشتند). حال ایرانیها می رفتند تا عملیاتی را به انجام رسانند که در صورت موفقیت به یک اسطوره در تاریخ جنگهای هوایی بدل می شد. در طراحی عملیات به گونهای عمل شد که در وهلهی اول به یک داستان علمی، تخیلی بیشتر شباهت داشت تا یک عملیات هوایی در شرایط جنگ واقعی. قرار بود 8 فانتوم، از فرودگاهی در شمال غرب کشور به پرواز درآیند. این هواپیماها باید از کوهستانهای مرزی عراق و ترکیه و در ارتفاعی پایین پرواز میکردند و پس از طی مسافتی طولانی بر روی خط مرزی عراق و ترکیه (که احتمالا در مواقعی نیز مستلزم تجاوز به حریم هوایی ترکیه بوده است) خود را به اچ 3 برسانند. فانتومها پس از فروریختن بمبهایشان بر سر هواپیماهای عراقی میبایست از همان مسیر قبلی به پایگاههای خود بازمیگشتند. عملیات باید کاملا غافلگیرانه انجام میشد و فانتومها تا لحظهای که بر فراز اچ 3 ظاهر می شدند نباید هیچ نشانهای از یک حملهی هوایی را آشکار میکردند. در راه بازگشت مسلما عراقیها که دیگر از حمله آگاه شده بودند هواپیماهای خود را بدنبال فانتومها می فرستادند و هواپیماهای ایرانی در اینجا نیز باید در صورت درگیری خود را حفظ میکردند. در تمام طول مسیر هواپیماها میبایست در ارتفاع پایین (20 تا 30 متری) پرواز می کردند تا از دید رادارهای دشمن پنهان بمانند. در حالت عادی، پرواز در ارتفاع پایین به قدرت و مهارت بسیاری نیازمند است اما پرواز در ارتفاع پایین بر فراز منطقهای کوهستانی تقریبا به کاری غیرممکن میماند که تنها از عهدهی خلبانانی بر میآید که دارای مهارت و قدرت عکس العمل بالایی باشند. (تصور غیر ممکن بودن چنین کاری چندان دشوار نیست. در حالت رانندگی با یک اتومبیل با سرعتی معدل 200 کیلومتر بر ساعت بسیاری از مواقع راننده پس از مشاهدهی مانعی در مقابل خود به سختی می تواند از خود عکس العمل نشان دهد. زمانی که چشم انسان موفق به دیدن مانعی در برابر خود می شود و مغز دستور عکس العمل اعضای بدن را از قبیل؛ گرفتن کلاچ، فشار بر روی ترمز یا ... را صادر می کند اتومبیل با سرعت 200 کیلومتری خود عملا به مانع رسیده است و برخورد اجتناب ناپذیر جلوه می کند. حال وضعیتی را تصور کنید که خلبان ناگهان با دیدن قلهای در مقابل خود سعی در بالا کشیدن هواپیما میکند. طی چند ثانیه خلبان باید هواپیما را از فراز مانع عبور دهد در حالی که با 5/2 برابر سرعت صوت به سمت آن در حرکت است. این توضیح می تواند دشواری پرواز بر فراز کوهستان در ارتفاع پایین را نشان دهد).

تامکت ایرانی
عملیات اگر فقط همین مشکلات را هم داشت به اندازهی کافی غیرممکن به نظر می رسید اما مسئلهی دیگری وجود داشت که مهمترین چالش پیش روی عملیات بود. هیچ هواپیمایی به علت محدودیت سوخت نمی توانست چنین مسیر طولانی را رفته و بازگردد. پس در حین عملیات و بر فراز آسمان عراق که نفوذ با جنگنده ها هم در آن به اندازه ی کافی دشوار بود می بایست یک بویینگ برای رساندن سوخت به فانتومها با آنان همراه میشد. آیا یک بویینگ میتوانست خود را از دید رادارها مخفی کند؟ سرعت بویینگ بسیار کمتر از سرعت هواپیماهای جنگنده است بنابراین فانتومها نمی توانستند همراه این هواپیماهای غول پیکر حرکت کنند و در تمام طول مسیر از آن در برابر جنگنده های عراقی محافظت کنند، حال اگر بویینگ در هر مرحله از عملیات توسط عراقیها هدف قرار میگرفت تکلیف فانتومها چه بود؟ اصولا آیا یک بویینگ 707 شانسی برای گذشتن از مرز عراق و رسیدن به نقطهای که باید سوختگیری در آن انجام می شد را داشت و یا در همان مراحل آغاز عملیات هدف هواپیماهای رهگیر عراقی قرار میگرفت؟ طبق برنامه ریزی عملیات، پس از اولین نوبت سوختگیری هواپیمای مادر باید صبر میکرد تا فانتومها عملیاتشان را بر فراز اچ 3 انجام دهند و در راه بازگشت (که این بار دیگر عراقی هوشیار شده بودند) دوباره عملیات سوختگیری هوایی را انجام می داد. در هر مرحلهای از عملیات امکان داشت واقعهی ناخوشایندی برای هواپیمای سوخت رسان که ذاتا بیدفاع بود رخ دهد و می دانیم که سرنوشت فانتومها با سرنوشت بویینگ کاملا گره خورده بود. علیرغم تمامی این مشکلات و برغم اینکه چنین عملیات جسورانهای تا بحال توسط هیچ کشوری در جهان انجام نشده بود افسران ایرانی به اجرای آن مصمم بودند. در نهایت پس از بررسیها و برنامهریزیهای دقیق، روز سرنوشت ساز فرا رسید. فانتومها روز قبل، از پایگاه نوژه به پایگاهی در ارومیه پرواز کرده بودند. روز عملیات هر هشت هواپیما در دو گروه چهار تیمی از باند فرودگاه برخاستند و از شمال شرق و از فراز کوههای آرارات وارد منطقهی مشترک مرزی عراق و ترکیه شدند و در ارتفاع پایین بر فراز کوهستانهای این منطقه بسمت غرب عراق حرکت کردند. در جایی بسیار دورتر در فرودگاه لارناکا در قبرس یک هواپیمای بویینگ 707 متعلق به هواپیمایی ملی ایران (هما) ساعتی قبل وارد فرودگاه لارناکا شده بود و طبق برنامه ریزی قبلی آماده میشد تا بدون مسافر به تهران باز گردد.

قبل از آنکه هواپیما باند فرودگاه را ترک کند دو مامور اطلاعاتی ایران که همراه مسافرین این پرواز همان روز وارد قبرس شده بودند به داخل کابین خلبان رفتند و با خلبان هواپیما به گفتگو نشستند. خلبان نمیتوانست چیزی را که میشنود باور کند. انجام چنین کاری دیوانگی محض بود، شانس موفقیت چیزی در حد صفر جلوه می کرد و کاملا غیرممکن بنظر میرسید. طراحان عملیات با خود چه فکری کرده بودند؟ این نقشه به فیلمنامهی فیلمهای هالیوودی شباهت داشت و فقط با جادوی سینما و بر روی پردهی نقرهای امکان تحقق داشت. حتی خیالبافترین فیلمنامه نویسان هالیوودی نیز تاکنون جرات طراحی چنین عملیاتی را به خود نداده بود. او حتی بیاد نداشت که در فیلمهای سینمایی هم چنین چیزی دیده باشد. از نظر او انجام اینکار مطلقا غیرممکن بود. جدای از این مساله او یک خلبان غیرنظامی بود و هیچگاه تصور نمیکرد که روزی در یک عملیات نظامی نقشی داشته باشد. اما اکنون، در کمال ناباوری خود را در بطن یکی از شگفت انگیزترین نبردهای هوایی جهان مییافت که همه چیز آن به عملکرد او بستگی داشت. دقایقی بعد بویینگ 707 هواپیمایی ملی ایران، پس از اطلاع مسیر خود به برج مراقبت فرودگاه لارناکا از زمین برخاست و ظاهرا به سمت تهران و در واقع بسمت یکی از سرنوشتسازترین جنگهای هوایی دنیا شتافت. برنامهریزی عملیات به طرز دقیقی صورت گرفته بود و در ساعتی مشخص هواپیمای بویینگ میباید بر فراز کوهستانهای مرزی ترکیه و عراق با فانتومها ملاقات میکرد. هواپیمای سوخت رسان در تماس با فرودگاههای قبرس و آنکارا وانمود کرد که مسیرش را گم کرده و در حال مسیریابی مجدد است. در ساعت مقرر تانکر سوخت رسان با فانتومها در همان نقطهی پیش بینی شده روبرو شد. فانتومها توانسته بودند با سکوت رادیویی و پرواز در ارتفاع پایین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان دارند. ظاهرا چندین بار هواپیماها در رادارهای عراقی و ترکیه ای ظاهر می شوند اما عراقی ها تصور می کنند هواپیماها متعلق به نیروی هوایی ترکیه است که مشغول گشتزنی در طول مرزهایشان هستند.

این اشتباهی بود که کنترلهای زمینی ترکیه نیز مرتکب شدند. هر هشت هواپیما که سوختشان پس از طی مسیری طولانی در حال اتمام بود به طور منظم عملیات سوختگیری هوایی را انجام دادند و با شتاب به سوی هدفی رهسپار شدند که بیصبرانه انتظارشان را میکشید. هواپیمای بویینگ نیز با احتیاط کامل مشغول گشتزنی در طول مسیر شد تا در بازگشت، دوباره عملیات سوخت رسانی به فانتومها را انجام دهد. در آنسو فانتومها در ارتفاعی پایین و در حالتی که خلبانان آن می توانستند کوچکترین حرکتی را بر روی زمین با چشم غیرمسلح ببینند به سمت اچ 3 در حرکت بودند. ساعتی بعد هر هشت هواپیما ناگهان بر فراز پایگاه ظاهر شدند. پرسنل پایگاه که با توجه به دور بودنشان از مرزهای شرقی هیچگاه تصور نمیکردند هدف هیچ نوع حملهای قرار گیرند در ابتدا بهتصور اینکه هواپیماها خودی هستند شروع به تکان دادن دستهایشان کردند. بر فراز پایگاه، فانتومها ارتفاعشان را افزایش دادند و پس از تقسیم شدن به دو گروه چهارتایی به سمت هدف شیرجه رفتند. لحظاتی بعد بمبهای چهار فانتوم اول، بصورت یک ردیف منظم بر روی هواپیماهایی که بر روی باند قرار داشتند فرود آمد و تمامی آنها را در همان لحظات اولیهی عملیات نابود کرد. دیگر هیچ هواپیمایی نمیتوانست از باند فرودگاه بلند شود. فانتومهای گروه دوم نیز دو مجتمع راداری را در قلب پایگاه مورد حمله قرار دادند و سپس با خیال راحت به درهم کوبیدن آشیانههای هواپیما و توپهای ضدهوایی پرداختند. در چند دقیقه پرسنل پایگاه در جهنمی از آتش که از همه جا شعله میکشید بدام افتاده بودند. در برابر دیدگان ناباور آنها پایگاه اچ 3 با تمامی ابهت و نفوذ ناپذیریاش در زیر آتش سنگین فانتومهای ایرانی به تلی از خاکستر بدل شده بود. فانتومها که تمامی دفاع ضد هوایی پایگاه را از بین برده بودند اینبار در ارتفاع پایین بر روی خرابه های آن به شکار سربازانی مشغول بودند که اغلبشان حتی یونیفورمهایشان را بر تن نکرده بودند و بی هدف به اینسو و آنسو می دویدند. توپهای فانتومها با سیلی از رگبار گلوله به سمت هر هدف جنبندهای شلیک میکردند و باند فرودگاه مملو از اجساد سربازانی بود که بر روی بازماندههای خرابهها افتاده بودند. فانتومها که دیگر چیزی برای نابود کردن باقی نگذاشته بودند بسرعت صحنهی عملیات را ترک کردند.

پشت سر آنها تلی از خاکستر بجا مانده بود که تا چند دقیقهی پیش پایگاه هوایی الولید نام داشت. جایی که قرار بود مکانی امن برای هواپیماهای عراقی باشد. بر روی باند فرودگاه و در آشیانههایی که آتش از آنها زبانه میکشید تکه پارههایی از آهن و فولاد بچشم میخورد که زمانی بر صحنهی آسمان ایران با نخوت و غرور به پرواز در میآمدند و بمب هایشان را فرو میریختند. تمامی آن پرنده های پر غرور که دیرزمانی باعث افتخار ارتش عراق بودند اکنون درمانده و متلاشی شده در میان شعله های آتش به دور شدن فانتومهایی نظاره میکردند که بسوی پایگاههایشان باز میگشتند. در بازگشت، فانتومها باز به همان شیوهی پیشین خود را از دید رادارهای عراقی پنهان کرده و در نقطهی موعود پس از سوختگیریِ دوباره، پرواز خود را به سمت ایران ادامه دادند. هواپیمای سوخت رسان که ماموریتش به اتمام رسیده بود با خروج از نوار مرزی عراق و ترکیه از طریق آسمان ترکیه به تهران بازگشت. قبل از عبور فانتومها از مرز عراق دفاع ضد هوایی این کشور که متوجه هواپیماهای ایرانی شده بود به سمت آنها آتش گشود و یکی از هواپیماها مورد اصابت قرار گرفت به گونهای که دیگر نمی توانست تا رسیدن به پایگاه به پرواز خود ادامه دهد، پس بعنوان حسن ختام نمایش و برای تکمیل کردن کلکسیون کارهای عجیب و غریب این عملیات، در وسط جادهای اتوموبیلرو در آذربایجان غربی به زمین نشست. بقیهی هواپیماها بدون هیچ آسیبی عملیات را به پایان بردند. در طول عملیات طی چند نوبت هواپیماهایی ایرانی برای منحرف کردن توجه عراقیها از فانتومهایی که بسمت اچ 3 در حال پرواز بودند چندین عملیات ایذایی را بر روی خاک دشمن انجام دادند. هنگام بازگشت نیز همین کار تکرار شد و هواپیماهای ایرانی با حملات ایذایی شکاریهای دشمن را بدنبال خود میکشیدند و سپس به سمت ایران می گریختند. در ابتدا عراقیها که کاملا غافلگیر شده بودند تصور کردند که حمله از جانب اسرائیلیها صورت گرفته است. با توجه به نزدیکی اسرائیل به اردن و اینکه در سال 1967 نیز اسرائیلیها فرودگاههای این کشور را بمباران کرده بودند احتمال اینکه حمله از جانب اسرائیلیها صورت گرفته باشد بسیار محتملتر بنظر می رسید تا اینکه هواپیماهای ایرانی توانسته باشند چنین مسیر طولانی را طی کنند و علیرغم وجود پدافند هوایی عراق در دو نوبت بر فراز آسمان این کشور سوختگیری هوایی را انجام داده باشند.

اما پس از مدتی عراقیها دریافتند که هدف یکی از جسورانهترین عملیاتهای هوایی تاریخ جهان قرار گرفتهاند. حمله به اچ 3 در نوع خود بینظیر بود. پیش از این همانگونه که اشاره شد اسرائیلی ها در جنگهای 1967 و 1973 توانسته بودند عملیاتهای شگفت انگیزی انجام دهند اما نکته ای که نباید از نظر دور داشت این است که بعد مسافتی آن عملیاتها بسیار کوتاهتر از عملیات اچ 3 بود بگونهای که اسرائیلیها هیچگاه مجبور به سوختگیری هوایی در قلب خاک دشمن نبودند. در مورد حمایتهای اطلاعاتی و تکنولوژیکی امریکا از اسرائیل نیز در جنگهای 67 و 73 فقط همین نکته بس که در 1973 امریکاییها در تمام بیست روزی که جنگ ادامه داشت با برقراری یک پل هوایی از پرتغال به اسرائیل سیلی از تجهیزات جنگی و لوازم یدکی هواپیماها را بسوی اسرائیل سرازیر کردند بطوری که در همین هنگام زمانی که شش فانتوم اسرائیلی توسط موشکهای سام روسی در آسمان سوریه سرنگون شدند امریکاییها بیدرنگ این هواپیماها را جایگزین کردند تا برتری هوایی ارتش اسرائیل بر اعراب همچنان حفظ شود. اما لازم به گفتن نیست که ایران در طول جنگ همواره از پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب محروم بود و آمریکاییها حتی لوازم یدکی هواپیماهای ساخت خودشان را نیز به ایران تحویل نمیدادند. اغراق نیست اگر این عملیات را که در زمان خود بهت و حیرت بسیاری از کارشناسان نظامی غرب را موجب شده بود یکی از شگفت انگیزترین و قاطعترین نبردهای هوایی جهان بدانیم
براي اينكه هزينه تقويت و مدرن سازي نيروي هوایی ايران را تخمين زده و محاسبه كنيم ابتدا بايد به توان هوایی ديگر كشورها توجه كرد. كشورهاي ديگر از نظر توان تهدید کردن ایران به دو دسته بايد تقسيم شوند و عبارتند از ( البته کشورهای بحرین و ارمنستان و افغانستان و عراق در محاسبات زیر در نظر گرفته نشده اند) :
1) كشورهاي منطقه ای : اسرائیل و تركيه و عربستان و پاكستان و امارات و کویت و ترکمنستان و قطر و عمان و آذربایجان
2) كشورهاي فرا منطقه ای آمریکا و انگلیس ( در این مقاله برسی نخواهد شد) :
حال با توجه به ليست فوق ما بايد به يك حد نصاب دست يابيم كه هم با اقتصاد و تكنولوژي ايران سازگار باشد و هم اينكه از پس تهديدات برآيد. بنابراين براي دست يابي به اين حد نصاب به بررسي توان هوایی کشورهای فوق پرداخته ( و در ادامه توان هوایی کنونی ایران و نیز توان لازم برای مقابله با تهدیدات ذکر خواهد شد) :
1- تركيه : ارتش تركيه تقريبا مدرن ميباشد و از نظر كمي بزرگترين ارتش اروپايي محسوب مي شود. استعداد انساني اين ارتش 4 برابر انگليس بوده و ميتواند براي ايران تهديدي تقريبا خطرناك باشد. ايران از نظر تكنولوژي نظامي آشكارا بر تركيه برتري دارد و از بعد اقتصاد هم ايران برتر است و مهمتر اينكه ما نفت داريم. ارتش تركيه بعد از فروپاشي شوروي مورد بي مهري غرب قرار گرفت ولي در عوض روابط خود را با اسراييل بسيار گسترش داد.
هم اكنون نيروهاي اسراييل از خاك تركيه به منظور جاسوسي عليه ايران استفاده مي كنند. و كشورهاي آمريكا و انگليس در خاک ترکیه داراي پايگاهاي بزرگ هوايي با 180 هواپيما و 6 هزار سرباز هستند كه در جنگ احتمالي ايران و آمريكا بسيار كاربرد خواهد داشت.
نيروي هوايي ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگي مدرنيزه شده و در شرايط كاملا عملياتي قرار دارند. از بعد هوایی ما عقبتر از تركيه هستيم و در صورت بروز جنگ اف-16 و فانتومهای تركيه براي ايران ميتوانند خطرناك باشند.
باید توجه زیادی بر روی ترکیه کرد زیرا این کشور علاوه بر نیروی هوایی قدرتمند خود میزبان صدهها جنگنده خارجی و نیز 90 بمب هسته ای 250 کیلوتنی هست! برای مقابله با این کشور میتواند از انواع MiG-29 و Su-30 و Su-24 به تعدا انبوه خریداری و استفاده کرد.
2- عربستان : این کشور با بودجه نظامی چند برابر ایران و نیز خریدهای تسلیحاتی بزرگ از غرب و به ویژه آمریکا هم اکنون تهدید خطرناکی برای ایران محسوب میشود. سعودیها قصد دارند با صرف دهها میلیارد دلار تا سال 2020 نیروی هوایی خود را به اولین نیروی منطقه تبدیل کنند و این زنگ خطری برای نیروی هوایی نه چندان قدرتمند ایران هست.
نیروی هوایی عربستان دارای 18 هزار پرسنل و حدود 400 فروند هواپیمای جنگی میباشد و زیر نظر آمریکاییها بنیانگذاری شده و اداره میشود. این نیرو مجهز به جنگنده های مدرن و قدرتمند میباشد ولی از یک چیز کاملا بی بهره است و آن چیزی نیست بجز شرف نظامی و وطن پرستی و شجاعت! آری تقریبا تمام اعراب این خصایص را دارا میباشند! بگذریم!
نیروی هوایی عربستان متشکل از 109 فروند F-15C/D و 72 فروند F-15S میباشد که نوع صادراتی F-15E به عربستان میباشد و نیز 120 فروند تورنادو از انواع ADV و IDS به اضافه حدودا 100 فروند F-5B/E/F و RF-5E میباشد. این نیرو همچنین دارای 5 فروند آواکس E-3A میباشد. با توجه به نیروی هوایی عربستان در میابیم که جنگنده های اف-15 و تورنادو این کشور میتوانند برای ایران خطرناک ظاهر شوند و باید توجه خاصی به خرید جنگنده های برتری هوایی علیه عربستان گردد که بهترین گزینه میتواند Su-27 و Su-30 وMiG-31 باشند.
3- پاکستان : استعداد انسانی نیروی هوایی این کشور با توجه توان هوایی آن یعنی 360 فروند جنگنده خیلی زیاد و بالغ بر 45 هزار نفر هست! جنگنده های پاکستان عمدتا قدیمی و با کارایی پایین هستند ولی نباید از این نیرو غافل شد. زیرا تمرکز هوایی ایران در قسمت جنوب شرقی بسیار کم و در برابر پاکستان نیروی دفاعی موثری نمیتواند باشد! جنگنده های این کشور شامل 50 فروند Q-5 و 40 فروند J-6 و 80 فروند J-7 و 37 فروند F-16A/B و 150 فروند از انواع Mirage-3/5 میباشد.
در ضمن پاکستان قصد دارد تا 5 سال آینده 80 فروند F-16 و 50 الی 100 فروند FC-1 خریداری نماید که توان این نیرو را تقریبا دو برابر خواهد کرد. به هر حال نباید در مورد پاکستان اتمی کوتاهی کرد و حتما باید چند اسکادران جنگنده بمب افکن ضربتی خریداری و در شرق کشور مستقر کرد. برای این منظور جنگنده های Su-24 و Su-30 میتواند مناسب باشد.
4- امارات : این کشوری که روزگاری نه چندان دور خود جزو امپراطوری ایران بود اکنون چشم طمع به خاک کشورمان دارد! یکی از تهدیدهای کوچک ولی جدی علیه ایران همین کشور امارات هست. شاید این کشور هرگز به تنهایی با ایران وارد مبارزه نشود ولی در صورت بروز درگیری با عربستان احتمالا این کشور نیز با همراهی کویت و قطر وارد جنگ با ایران شده و جاه طلبی های خیالی صدام را تکرار کنند!
امارات کشوری است که سرانه نظامی آن به نسبت وسعت و اقتصاد و جمعیتش خیلی زیاد هست و اینها تنها یک دلیل دارد و آن ترس از ایران هست! ایرانی که تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده است و در جنوب کشور تنها چند اسکادران جنگنده دارد! امارات با دارا بودن حدود 200 فروند جنگنده و نیز تلاش برای افزایش توان نظامی یکی از تهدیدهای کوچک منطقه ای برای ایران میباشد که باید به آن نیز توجه شود.
جنگنده های امارات شامل 80 فروند F-16E/F که مدرنترین و گرانترین اف-16های صادراتی جهان بوده به اضافه 50 فروند از انواع مختلف Mirage-5 و نیز تقریبا 65 فروند Mirage-2000 هستند.
برای مقابله با این خطر کوچک ایران میتواند از جنگنده های Mig-29 و Su-30 استفاده نماید.
5- کویت : این کشور نیز بعد از انقلاب برای کشورمان مشکلات زیادی ایجاد کرده است و اکنون نیز درصدد دزدیدن نفت و گاز ایران هست! کشوری که آن هم جزوی از خاک امپراطوری ایران میباشد. هزینه های نظامی کویت همانند امارات به نسبت اقتصاد و جمعیت و وسعت خیلی زیاد هست و این نیز دو دلیل دارد اول ایران و دوم ترس از تکرار حادثه 1990 که منجر به اشغال شدن این کشور به مدت 5 ماه شد. هر چند در آن زمان نیز کویت با دارا بودن تسلیحات مدرن ظرف 48 ساعت اشغال شد و تمام سران ترسوی آن به خارج فرار کردند! نیروی هوایی کویت از 40 فروند F/A-18C/D به اضافه حدود 30 فروند Mirage F-1 و نیز تقریبا 30 فروند A-4 غیر عملیاتی برخوردار هست.
ایران برای مقابله با کویت میتواند از جنگنده های MiG-29 یا Su-30 استفاده نماید.
6- ترکمنستان : این کشور در زمان حال نمیتواند تهدیدی جدی برای ایران باشد ولی نباید از توان هوایی آن صرف نظر کرد. نیروی هوایی ترکمنستان دارای حدود 220 فروند جنگنده بجای مانده از اتحاد شوروی است که اکثرا مدرن نمیباشد و توان شرکت در جنگهای قرن 21 را ندارند. به هر حال این نیرو شامل 10 فروند MiG-21 و 60 فروند MiG-23 و 24 فروند MiG-25 و 24 فروند MiG-29 و 65 فروند Su-17 و 45 فروند Su-25 و 3 فروند Su-7 و 8 فروند Yak-28 میباشد.
ایران برای مقابله با ترکمنستان میتواند از جنگنده های MiG-29 و Su-24 استفاده نماید.
7- قطر : این کشور نیز سیاستی مشابه دیگر برادران عربی خود دارد و نیازی نیست به دشمنی های آن نیز اشاره شود. نیروی هوایی این کشور حرفی برای گفتن ندارد و تنها دارای 12 فروند Mirage-2000 و 15 فروند Mirage F-1 میباشد. ولی هزینه های نظامی این کشور هم زیاد بوده و احتمالا در آینده این نیرو به چند برابر افزایش خواهد یافت! ایران هم میتواند علیه قطر از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.
8- عمان : این هم مانند قطر ضعیف بوده و نیروی هوایی این کشور تنها دارای 26 فروند جنگنده Jaquar میباشد. ایران برای مقابله با عمان میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.
9- آذربایجان : این کشور سیاست دوگانه دارد و از طرفی با ایران دست دوستی داده و از طرفی با آمریکا! به هر حال خود آذربایجان نمیتواند برای ایران خطرناک باشد نیروهای خارجی مستقر در آن باید به عنوان یک تهدید تلقی شوند. آمار دقیقی از تعداد جنگنده های عملیاتی این کشور در دسترس بنده نبوده ولی تقریبا 50 فروند جنگنده شامل 5 فروند MiG-21 و 28 فروند MiG-25 و 4 فروند Su-17 و 5 فروند Su-24 و 2 فروند Su-25 توان هوایی این کشور را تشکیل میدهند.
ایران نیز برای مقابله با این کشور میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.
10- اسرائیل : جدی ترین تهدید علیه کشور عزیزمان نه تنها از سوی همسایگان بلکه 1100 کیلومتر دورتر از مرزهای ما قرار دارد و تنها خطری هست که همیشه باید آنرا جدی گرفت(البته در حالتی که سیاست ایران و اسرائیل تغییر نیابد). این کشور بیشترین سرانه نظامی در منطقه و شاید هم جهان را دارد و سالانه بیش از 2 میلیارد دلار کمک مستقیم بلاعوض از آمریکا برای مقاصد نظامی دریافت میکند! این کشور با وجود وسعت و جمعیت کم در 5 جنگی که با اعراب داشته است در همه پیروز بوده و ارتش آن کارنامه بسیار موفقی دارد. برای مقابله با این کشور نمیتوان تنها با خریدهای تسلیحاتی امنیت خود را تضمین کرد بلکه باید با یک حرکت رو به پیشرفت صنعت و اقتصاد داخل را آنچنان تقویت کرد که بتوان از هر لحاظ با این دشمن جدید به مقابله پرداخت.
نیروی هوایی اسرائیل 35 هزار پرسنل دارد به اضافه 677 فروند جنگنده که 450 فروند آنها در شرایط کامل عملیاتی قرار دارند. نیروی هوایی اسرائیل همچنین قرار است تا سال 2010 به 102 فروند F-16I مجهز شود که مخصوصا برای مقابله با ایران ساخته شده اند. نیروی هوایی اسرائیل در سال 2005 متشکل از 105 فروند F-4 و 265 فروند F-16 از انواع مختلف و 110 فروند A-4 و 110 فروند Kfir و 87 فروند F-15 از انواع مختلف میباشد. مشاهده میشود که اسرائیل دارای بهترین و قویترین نیروی هوایی منطقه هست و ایران در برابر چنین حریف خطرناکی راه سختی پیش رو دارد!
مشکل اصلی زمانی درک میشود که اگر بدانیم جنگنده های اسرائیل براحتی میتوانند از آسمان عراق و اردن و ترکیه برای رسیدن به ایران استفاده کنند ولی ایران اجازه استفاده از آسمان این کشورها را ندارد!
در مقابل اسرائیل ایران باید همزمان دو کار را انجام دهد اول تقویت نیروی هوایی و دوم تقویت سایتهای راداری و پدافندی بویژه با موشکهای مدرنی مانند S-300PMU2 یا سایر سلاحها. برای اینکه جنگنده های ایران به خاک اسرائیل برسند کار مشکل اینجاست که ابتدا باید با جنگنده های آمریکایی و انگلیسی موجود در عراق و ترکیه درگیر شده و در همان حال به سوی اسرائیل نیز حرکت کنند!
میبینیم که هرگونه پاسخ هوایی ایران به اسرائیل میتواند منجر به درگیری با آمریکا و انگلیس نیز بشود!
به هر حال ایران برای رسیدن به خاک اسرائیل میتواند از جنگنده های Su-24 و 30Su- استفاده نماید.
توان هوایی ایران در سال 2005 :
نیروی هوایی ایران توانسته است بعد از جنگ وحشتناک 8 ساله و نیز تحریمهای آمریکا تاکنون سرپا بایستد و هرچند توان سال 1979 را ندارد ولی با توجه به شرایط جهانی و رفتار خصمانه آمریکا همین هم غنیمت است.
پرسنل نیروی هوایی در سال 2005 برابر 52 هزار نفر بوده و از این نظر این نیرو یک نیروی قدرتمند و استخواندار محسوب میشود.
توان دقیق عملیاتی ایران معلوم نیست ولی بنده در این مقاله دو دسته آمار را ارائه خواهم داد که اولی گزارش سالانه ارتش اسرائیل و دومی آمار تایید شده توسط اکثر سازمانهای اطلاعاتی جهان هست.
آمار اول :
تعداد هواپیماهای عملیاتی جنگی : حدودا 480 فروند
6 H-6D
4 Tu-22M
30 F-7M
24 Mirage F-1EQ
30 F-14A
70 F-4D/E
24 MiG-23BN
24 MiG-27
48 MiG-29A/UB
26 Su-27
60 F-5E/F
16 F-6
30 Su-22
30 Su-24MK
30 Su-25
4 Azarakhsh
24 MiG-31
7 RF-4E
آمار دوم :
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی : حدودا 350 فروند
70 F-4D/E
70 F-5E/F
40 MiG-29A/UB
30 F-14A
30 F-7M
35 Su-24MK
10 Su-25K
44 Su-20/-22
5 RF-4E
اینجانب بیشتر به آمار دوم اعتماد دارم تا آمار اول و به همین جهت در این مقاله توان ایران در سال 2005 را 350 فروند جنگنده در نظر میگیریم.
ایران به چه تعداد هواپیمای جنگی برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق نیازمند هست؟
در زیر تعداد جنگنده های مورد نیاز ایران برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق ذکر میگردد ( البته به دو صورت که (الف) برای ایجاد توان پدافندی موثر و (ب) ایجاد توان آفندی مناسب برای ایجاد برتری هوایی) :
1- ترکیه :
الف) ایران با حفظ توان کنونی به 200 فروند جنگنده مدرن نیاز دارد تا بتواند یک پدافند عامل مناسب در برابر ترکیه ایجاد نماید. این 200 فروند میتواند به ترتیب شامل 110 فروند میگ-29 و 15 فروند سوخو-24 و 15 فروند سوخو-25 و 60 فروند سوخو-30 نیازمند هست.
ب) برای ایجاد برتری هوایی نیز ایران به 350 فروند جنگنده مدرن شامل 200 فروند میگ-29 و 100 فروند سوخو-30 و 25 فروند سوخو-24 و 25 فروند سوخو-25 نیازمند هست.
2- عربستان :
الف) خرید 150 فروند جنگنده مدرن شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 300 فروند جنگنده شامل 60 سوخو-27 و 180 فروند سوخو-30 و 60 فروند میگ-31
3- پاکستان :
الف) خرید 50 فروند جنگنده میگ-29
ب) خرید 200 فروند جنگنده جدید شامل 150 میگ-29 و 50 فروند سوخو-24
4- امارات :
الف) خرید 50 فروند میگ-29
ب) خرید 150 فروند جنگنده شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30
5- کویت :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29
6- ترکمنستان :
الف) خرید 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-24
7- قطر :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29
8- عمان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29
9- آذربایجان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29
10- اسرائیل :
الف) خرید 250 فروند جنگنده جدید شامل 150 فروند سوخو-30 و 100 فروند سوخو-24
ب) خرید 400 فروند جنگنده جدید شامل 250 فروند سوخو-30 و 150 فروند سوخو-24
خوب تا این لحظه توان لازم برای مقابله با هر یک تهدیدات فوق الذکر تعیین شد ولی نکته مهم این است که باید به یک جمع بندی برسیم و یک نیروی هوایی داشته باشیم تا بتواند همزمان با چند تا از تهدیدهای فوق درگیر شده و پیروز از میدان بیرون آید. برای این منظور باید حداقل 830 فروند هواپیمای جنگی عملیاتی بصورت زیر داشت و بقیه هواپیماهای کنونی را به عنوان رزرو به انبارهای نیروی هوایی فرستاد.
همچنین بایستی پایگاههای تاکتیکال کنونی نیروی هوایی بهسازی شده و 6 پایگاه تاکتیکال جدید بصورت زیر ساخته شود.
(پایگاههای کنونی با رنگ قرمز و مورد نیاز جدید با رنگ آبی)
Fighter / Interceptor
60 MiG-31BM
60 F-14A Upgraded
200 MiG-29SMT
Fighter / Bomber
80 F-4E Upgraded
80 F-5E Upgraded
100 Su-24MK
40 Su-25T
160 Su-30MKK3
Bomber
30 Tu-22M3
AEW
5 A-50
10 Iran-140
پایگاه 1 : یک اسکادران F-14 و دو اسکادران Su-24 و یک اسکادران MiG-29 و یک فروند A-50
پایگاه 2 : دو اسکادران Mig-29 و دو اسکادران F-5 و یک فروند Iran-140
پایگاه 3 : یک اسکادران F-14 و یک اسکادران Su-25
پایگاه 4 : یک اسکادران F-4 و یک اسکادران F-5
پایگاه 5 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران F-5
پایگاه 6 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 7 : یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران Su-30 و یک اسکادران MiG-29 و یک فروند A-50 و یک فروند Iran-140
پایگاه 8 : یک اسکادران F-14 و یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران Tu-22M و یک فروند A-50 و یک فروند Iran-140
پایگاه 9 : یک اسکادران Su-30 و یک فروند Iran-140
پایگاه 10 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 11 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 12 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران Su-25
پایگاه 13 : یک اسکادران Mig-29
پایگاه 14 : یک اسکادران MiG-29 و یک اسکادران F-4 و یک فروند Iran-140
پایگاه 15 : یک اسکادران MiG-29
پایگاه 16 : یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران Su-30 و یک فروند A-50
پایگاه 17 : یک اسکادران Tu-22M و یک اسکادران MiG-31 و یک اسکادران MiG-29 و دو فروند Iran-140
پایگاه 18 : یک اسکادران F-4
پایگاه 19 : یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران Tu-22M و دو فروند Iran-140
پایگاه 20 : یک اسکادران Su-30
پایگاه 21 : یک اسکادران Su-24 و یک اسکادران F-4 و یک فروند A-50
پایگاه 22 : یک اسکادران Su-30 و یک فروند Iran-140
هزینه طرح پیشنهادی فوق چقدر هست؟
ارزش کل طرح فوق بالغ بر 15 میلیارد دلار میباشد که با توجه به اقصاد و درآمدهای نفتی و گازی ایران و نیز این نکته که میتوان حدود یک سوم آنرا نقدا و بقیه را بصورت اقساط پرداخت خواهد شد چنین کاری و خرید جنگنده های مدرن برای نجات نیروی هوایی و تامین امنیت هوایی کشور کاملا ضروری است.
زمان لازم برای اجرای طرح فوق چقدر هست؟
با توجه به میزان بودجه زمان طرح فوق بین 3 تا 10 سال متغیر هست. ولی با یک بودجه نظامی سالانه 10 میلیارد دلار میتوان طرح فوق را در عرض 5 سال کاملا اجرا کرد.
آیا این طرح میتواند موجب انتقال فناوری به ایران شود؟
بلی. اگر ایران بتواند با طرف فروش توافق کند که تعدادی از جنگنده های مورد نیاز در داخل کشور مونتاژ شوند فرصتی برا ی متخصصان داخلی فراهم میاید تا ایران هم صاحب تکنولوژی هوافضایی شود.
و هزاران ناگفته دیگر که از طاقت این مقال خارج هست.
یا حق
|
با تمامي اين مشكلات شركت قديمي لاكهيد مارتين (Lockheed Martin) كه يكي از درخشان ترين شركت هاي هواپيما سازي دنيا است اين بار تصميم به ساخت يك هواپيماي دوزيست كرده است.
يك جنگنده - بمب افكن كه تمامي پايه هاي طراحي از روي هواپيماي جنگنده F-22 كه يك جنگنده تمام عيار است صورت گرفته است. اين بار با تغيير نامي كوچك با هواپيماي بسيار پيشرفته اي روبه رو هستيم به نام FB-22 كه علامت F نشانه جنگنده (Fighter) و B نشانه بمب افكن (Bomber) بودن آن است. قرار است تمامي تست هاي پروازهاي FB-22 در پايگاه ادواردز در ايالت كاليفرنيا انجام گيرد. تاكيد بر ساخت FB-22 را در واقع مي توان از سانحه ۱۱ سپتامبر به بعد دانست. تا قبل از حمله آمريكا به افغانستان نيروي هوايي آمريكا برآورد كرده بود كه با وجود بهينه سازي بمب افكن هاي B-2 وB B1-B-52 ديگر آمريكا تا سال ۲۰۳۰ ميلادي احتياجي به ساخت هواپيماي بمب افكن ندارد.
در سال ۱۹۹۱ بمب افكن هاي B-52 بسيار عالي عمل كردند و هر كدام توانايي حمل ۳۰۰۰۰ پوند تسليحات را داشتند ولي دو مشكل بزرگ وجود داشت. سرعتشان پايين بود و رادار گريز (Stealth) نبودند. در عمليات مقابل طالبان و گروه القاعده نيروي هوايي آمريكا به اين نتيجه رسيد كه كمبودي در يگان بمب افكن هايش دارد. در جنگ خليج اكثر بمب افكن ها از نزديكي محدوده كشورهايي چون عربستان به پرواز در مي آمدند. اما اين بار بمب افكن هاي B-1 وB-52 از پايگاه هوايي ديگوگارسيا (Diego Garcia) در انگلستان به پرواز در آمدند و تا افغانستان بدون سوختگيري رفتند و اين امر «پيمودن مسافت زياد» باعث مي شود كارايي كه هواپيماها مي توانند در چندين ماموريت كوتاه برد داشته باشند را تنها در يك ماموريت بلندبرد صرف كنند.
|
|
افسران آمريكايي در پي تفكراتي كه براي خاورميانه دارند احساس كردند كه اگر اين فشارها بر خاورميانه بيشتر شود، چنين بمب افكن هايي نمي توانند تمامي نيازهاي نيروي هوايي را ارضا كنند زيرا B-52ها ديگر ۴۰ ساله شده اند و مابقي بمب افكن ها نيز «به جز B-2» استطاعت انجام تمامي اين ماموريت ها را ندارند. پس سال ۲۰۰۳ را سالي براي قدرت و زندگي تازه دادن به هواپيماهاي بمب افكن دانسته اند.
اين طرح جديد با نام FB-22، بمب افكني است كه از خانواده
F-22 محسوب مي شود و از نظر اندازه ابعاد بزرگي چون B-2 و B-22 ندارد. ميان اندازه است و مي تواند سريعتر و بالاتر از هر بمب افكن ديگري پرواز كند با سقف پرواز ۶۰۰۰۰ پا و سرعت ۱۲۰۰ مايل در ساعت.يكي از مهمترين مسايل در
FB-22 استفاده از تمامي تجهيزات مدرن است تا قدرت حمل همه نوع بمب و موشك را داشته باشد. به عنوان مثال جديدترين بمب هاي آمريكا به نام بمب هاي كم ضخامت (Small Diameter Bomb) كه توسط ماهواره ها هدايت مي شوند و به كمك سيستم موقعيت ياب جهاني (GPS) هدف خود را پيدا مي كنند. FB-22 مي تواند در يك پرواز ۲۴ عدد از اين نوع بمب ها را با خود حمل كند كه آمار بسيار جالبي است و مي تواند جايگزيني عالي براي بمب افكن هاي قديمي باشد.
يكي از مهمترين مسايلي كه در ساخت F-22 پيش گرفته شده بود ساخت آن با هزينه كم بود. چنين ايده اي در ساخت FB-22 نيز ديده مي شود و قرار است نيروي هوايي آمريكا يكي از ارزان ترين و باارزش ترين بمب افكن ها را به جهانيان معرفي كند. رييس نيروي هوايي آمريكا آقاي جان پي جامپر (John P.Jumper) نسبت به طرحي كه قبلاً ارائه شده بود و مبني بر قرار دادن بمب هاي مدرن در خود
F-22علاقه مندي نشان داده بود و مي گفت براي نفوذ به خط هاي دفاعي دشمن احتياج به سرعتي حدود ۵/۱ يا ۷/۱ ماخ است كه F-22 توانايي اش را دارد، او مي گويد F-22 جنگنده اي است كه دست هيچ موشكي به آن نمي رسد.
از همان زمان مباحثه هايي بر سر تغيير شكل F-22 از يك جنگنده به بمب افكن آغاز شد. در مورد تغيير طراحي F-22 رييس امنيت نيروي هوايي، آقاي جيمز راش(Jemes Roche) بسيار تاكيد مي كرد ولي از طرف ديگر جامپر علاقه اي نشان نمي داد. ادله اي براي اين طرح وجود داشت. اول اينكه تعداد بسيار كمي بمب هاي كم ضخامت در F-22 جا مي گرفت، دوم اينكه F-22 برد نسبتاً كمي داشت با وجود اينكه قابل سوختگيري در آسمان بود و اين امر راش را آزرده مي كرد. زيرا بايد همواره يك هواپيماي سوخت رسان، F-22 را پشتيباني كند و سرانجام راش موفق به گرفتن راي اكثريت آرا شد و قرار شد طرحي جديد برپايه F-22بسازند.
|
|
اين امر به شركت لاكهيد مارتين سپرده شد كه بسياري از مسايل طراحي هنوز به صورت محرمانه در آنجا نگهداري مي شود و ما اطلاعات دقيقي درباره آن در دست نداريم با وجود اين هم اكنون تمامي طراحي ها به پايان رسيده و قرار است چندين نمونه آزمايشي از FB-22 ساخته شود.
اطـلاعات كمـي كه در دست است مبني بر تغييرات درF-22 حاكي از آن است كه بال هـاي FB-22 دلتاشكل است و هيچ بالچه عقب (دم=Tail) ندارد. بال هايش بزرگتر از F-22 است تا برد بيشتري داشته باشد زيرا بال ها يكي از مهمترين منابع ذخيره سوخت هستند و هرچه بزرگتر باشند، سوخت بيشتري در آنها جا مي گيرد. به گونه اي بر سوخت FB-22 تاكيد شده است كه ۸۰ درصد توانايي حمل سوخت بيشتري نسبت به F-22 دارد. از طرف ديگر بدنه FB-22 ۱۰ فوت طويل تر از F-22 است تا بتوان فضايي مناسب را براي قرار گرفتن بمب ها در نظر گرفت.
چنين فضايي مي تواند جاي ۲۴ بمب كم ضخامت را فراهم آورد. در مورد موتورهايش هنوز اطلاعات دقيقي نداريم اما احتمالاً قراراست به جــاي دو موتور توربوفن مدل F119شركت پرت و ويتني (Partt and Whitney) ، FB-22به موتورهاي با مدل F135 تجهيز شود. F135ها موتورهايي هستند كه در هواپيماي مدرن F-35 به كار گرفته شده اند. نامزد ديگر در موتورها، موتور F-136 شركت جنرال الكتريك است. F-136 ها قدرتمندتر و بازدهي بالايي دارند و از همه مهمتر ارزان تر از انواع ديگر موتورها هستند.
مدير پروژه FB-22 آقاي باب ريردن (Bob Rearden) مي گويد با اين موتورها ( F-136) مي توان ۲۰۰۰ مايل به برد FB-22 بيفزاييم. سقف پرواز FB-22 ، ۶۰۰۰۰ پا است كه در اين صورت مي تواند ۲ مايل بالاتر از بسياري از محدوده موشك هاي زمين به هوا قرار بگيرد. از مسايل مهم در FB-22وجود رادارهاي بسيار پيشرفته است كه مي تواند از فاصله ۱۰۰ مايلي تمامي اهداف را به خوبي تشخيص دهد و با وجود سامانه اي به نام ALR-94 كه در دماغه اش قرار دارد، حساسيت رادارها چندين برابر شده است.
نظير چنين كاري (طراحي يك بمب افكن از يك جنگنده) در سال ۱۹۸۲ ميلادي بر روي جنگنده F-16 انجام شد كه پروژه اي با مديريت هري هيلاكر (Harry Hillaker) بود براي ساخت يك بمب افكن از روي F-16 با نام F-16xl. بعد از به وجود آمدن پروژه ساخت جنگنده پيشرفته تاكتيكي كه حاصل آن هواپيماي F-22 بود ديگرF-16xl از يادها محو شد و هرگز ساخته نشد.
اما اين بار قضيه متفاوت است. FB-22 هم يك نياز است هم يك هواپيماي بسيار پيشرفته و با وجود جنگنده ها و بمب افكن هاي رادار گريز و پيشرفته چون F-35 و B-2شركت لاكهيد مارتين هنوز بر ساخت FB-22 پافشاري مي كند.
بمب هاي كم ضخامت كه هم اكنون در نيروي هوايي آمريكا مورد استفاده قرار مي گيرد، تقريباً نصف كوچكترين بمب هاي ماقبل است.
در ارزيابي كه توسط شركت بوئينگ (Boeing) با كمك نيروي هوايي انجام شد، بمب هاي كم ضخامت (Small Diameter) توانستند ۸۵ درصد از اهداف را در آزمايشات منهدم سازند. قدرت انهدام اين بمب ها برابر بمب ۱۰۰۰ پوندي GBU-32 است كه نسبت به وزنش يك پديده محسوب مي شود.
براي ساخت بمب هاي كم ضخامت رقابت سختي ميان بوئينگ و لاكهيد مارتين وجود دارد و قرار است نيروي هوايي آمريكا تا آخر سال ۲۰۰۳ برنده اين رقابت را مشخص سازد.
اولين هواپيمايي كه بمب هاي كم ضخامت را حمل خواهد كرد، جنگنده F-15E خواهد بود و بعد از آن F-22 . شايد تا آن زمان
FB-22 نيز ساخته شود و بتوان آن را هم به بمب هاي كم ضخامت تجهيز كرد. با وجود اينكه طبق قرارداد شركت لاكهيد بايد تا سال ۲۰۱۳ تمامي F-22 ها را به نيروي هوايي تحويل بدهد در كنارش اميدوار است كه طرح FB-22 نيز به او واگذار شود.با وجود ارزيابي هاي مختلف و صرفه جويي هايي كه در ساخت
FB-22 شده است، قيمت تخميني آن هر فروند ۱۰۰ ميليون دلار برآورد شده است.
پنتاگون هنوز در حال ارزيابي طرح FB-22 است ولي از طرفي ديگر راش موكداً مي گويد با وجود نياز به يك بمب افكن سريع و بلندپرواز ما طرح FB-22 را با جديت تمام دنبال خواهيم كرد. در هر صورت
FB-22هنوز يك هواپيماي مفهومي (Concept) است و طرح هايش همه بر روي كاغذ است و بايد منتظر باشيم تا اولين نمونه آزمايشي آن ساخته شود و نتايج آن مشخص شود.
با این وجود در سالهای گذشته این طرح با چالشهای فرواوانی روبرو گشته این طرح با مخالفت شدید سنا مواجه شد چرا که سناتور ها معتقدند نیروی هوایی با وجود رپتور دیگر نیازی به جنگنده ی پرخرجتر ندارد این دحالیست که نیروی هوایی همچنان تشنه ی بدست آوردن این دوقولیه افسانه ایست
منبع:باکمی تغییر همشهری
هواپیمای بلک جک، که اغلب با کد Tu-160 شناخته می شود، بمب افکن سنگین وزن مافوق صوتی است که در طی دوران جنگ سرد به منظور شلیک موشک های ALCM یا موشک کروز شلیکی از هوا به مرحله طراحی و تولید رسید. این هواپیما ساخت شرکت توپولف بوده و با لقب بلک جک یا شلاق چرمی شناخته می شود. بلک جک امروزه سنگین وزن ترین و می توان گفت تا حدودی قدرتمند ترین بمب افکن حال حاضر دنیاست. این هواپیما قادر است با ماکزیمم سرعتی معادل 2.200 کیلومتر بر ساعت پرواز کرده و فاصله ای برابر با 13.950 کیلومتر را بپیماید.
این هواپیما، به دلیل پرواز در سرعت های مافوق صوت، دارای سیستم بال متغیر است که بنابر سرعت موجود میزان به عقب رفتگی بال را توسط کامپیوتر تنظیم می نماید. این هواپیما برای تامین قدرت خود از چهار موتور قدرتمند NK-32 توربوفن مجهز به پس سوز بهره می جوید که هر جفت در یک طرف بدنه آرایش یافته و حتی دارای ورودی های هوای متغیر هستند. ارابه فرود این هواپیما شامل یک ارابه دو چرخی در دماغه یا جلوی هواپیما و دو ارابه شش چرخی در دو جفت، در میان موتورها می باشد. همچنین در امتداد جلو و عقب این چرخ ها محفظه های حمل تسلیحات در خط میانی وسط هواپیما تعبیه شده است. در دماغه این هواپیما، سیستم رادارای آبزور K قرار گرفته است که از آن هم برای اسکن آسمان و همینطور برای بررسی و مطالعه اهداف زمینی استفاده می شود. همچنین در دماغه رادار سپوکا نیز برای بررسی سطح زمین هنگام پرواز سینه مال یا بسیار نزدیک به زمین و در ارتفاعات پایین نیز تدارک دیده شده است. برای انجام عملیات سوخت گیری هوا به هوا با دقت بیشتر، لوله سوخت گیری در جلوی شیشه خلبانان قرار گرفته که عمل سوخت گیری را به مراتب ساده تر می سازد. در کابین تحت فشار این هواپیما، حداکثر چهار خدمه سوار بر صندلی های نجات موشکی می توانند به عملیات بپردازند که این افراد را خلبان، کمک خلبان، مهندس پرواز یا ناوبر و مسئول تسلیحات نظامی تشکیل می دهند.
تسلیحات یا همان موشک های کروز Kh-55SM در این بمب افکن در شش محفظه حمل می شوند. برای هدایت موشک ها، از سیستم پیشرفته راداری ناوبری/حمله اختاپوس که هم برای هدایت هواپیما و هم به منظور هدایت سلاح ها به کار برده می شود، استفاده می شود. این سیستم اطلاعات و مختصات محوری لازم را برای موشک های کروز شلیک شده به خوبی فراهم می آورد. همچنین این سیستم نقشه ای دیجیتالی را از سطح زمین قبل از پرتاب موشک به آن تحویل می دهد که عمل هدایت را دقیق تر می کند. همچنین این هواپیما می تواند با موشک های کوتاه برد کروز و یا حتی موشک های ضد تشعشع نیز تجهیز شود. بال های متغیر این هواپیما کلاً می تواند در سه حالت 20 درجه برای فرود، 35 درجه برای کروز یا گشت زنی عادی در آسمان و 65 درجه برای پرواز در سرعت های بالا قرار گیرد. در حالتی که بال ها کاملاً به عقب برگشته اند، از سطح داخلی بال ها فلپ هایی به صورت عمودی روی هر بال بلند می شوند که نقش ایجاد ثبات را در سرعت های بالا ایفا می کنند. این هواپیما برای دفاع از خود از انواع موشک های حرارتی مادون قرمز، مغشوش کننده رادار و پرتاب کننده فلر یا همان گوی های آتشین گمراه کننده موشک حرارتی برخوردار است. در انتهای مخروطی دم هواپیما، چترهای فرود آن قرار داده شده اند که به کاهش سرعت در هنگام فرود کمک می کنند. با انجام عملیات ارتقاء بر روی این هواپیما، انتظار می رود که تا سال 2020 تا 2025 در خدمت باقی مانده و پرواز نمایند.
منبع: وبلاگ ایر
شما هم اگر مطلب خاصی را می خواهید , در خواست کنید
هواپیمای SR-71 و تکنولوژِی به کار رفته در موتورهای آن
در اوایل دهه شصت میلادی، یعنی همان زمانی که کارائی ضعیف هواپیمای U-2 بر همگان آشکار گردید، ایالات متحده آمریکا تصمیم به جایگزین سازی هواپیمایی کاراتر، قدرتمند تر و با قابلیت های بالاتر به جای هواپیمای U-2 گرفت. نتیجه تمام تحقیقات و بازنگری ها، هواپیمایی موسوم به SR-71 و در حقیقت همان پرنده سیاه محصول شرکت لاکهید شد که به راستی در آن سال ها می توان آن را هواپیمایی «جلوتر از زمان» نامید. هواپیمای لاکهید مارتین اس آر-71 که لقب آن بلک برد یا پرنده سیاه است، ترسناک ترین و مخوف ترین هواپیمایی است که تا کنون به دست بشر ساخته شده است. این هواپیمای جاسوسی، یکی که از سریع ترین هواپیماهای در حال خدمت جهان نیز می باشد، در ابتدا از آن به نام یا کد YF-12A یاد می شد. این هواپیما از دو موتور پرات اند ویتنی J-58 توربوجت به قدرت حدود 14.740 کیلوگرم برای پرواز بهره می برد. این هواپیما محصول سال شصت و چهار میلادی و با طراحی سر مهندس شرکت لاکهید، یعنی کلی جانسون است. طول بال های آن به 17 متر و طول خود هواپیما به 32 متر می رسد. این هواپیما در صورت تسلیح کامل می تواند 77 تن وزن در هنگام برخاست خود از زمین داشته باشد که اندازه قابل توجهی است.حداکثر سرعت آن به 3,200 کیلومتر بر ساعت رسیده و سقف پروازی آن 80,000 پا یا 25 کیلومتر می باشد. حداکثر برد این هواپیما 4,800 کیلومتر است و بالهای آن تماماً از تیتانیوم مقاوم در برابر حرارت ساخته شده است. کلاً تعداد تولیدشده از هواپیمای بلک برد به حداکثر 35 فروند می رسد.
ضمناً خدمه این هواپیما از دو نفر تشکیل می شود. خلبانان برای پرواز در چنین هواپیمایی نباید از 25 سال کمتر و از 35 سال سن بیشتر داشته باشند. این هواپیما، نه تنها جایگزینی برای U-2، بلکه تحولی نوین در عصر خود به شمار می آمد، چرا که مهندسی و طراحی پیشرفته آن موجب شده بود کشورهای دیگر تا مدت ها متحیر و شگفت زده بمانند. این هواپیما، برای اولین بار از موتورهایی ملقب به «توربو-رم جت» استفاده می کرد که پیشرانه ای مرکب از دو موتور توربوجت و رم جت بود؛ دلیل استفاده از این موتورها چنین بود که به علت اینکه این هواپیما می بایست در سرعت بالایی، در حدود 4 برابر سرعت صوت به عملیات و یا کروز و گشت زنی بپردازد، باید به همین دلیل چون موتورهای توربوجت به کار رفته در جنگنده های معمولی توانایی کارکرد در سرعت های بالا را نداشتند، موتورهایی از نوع رم جت باید به کار می رفتند.
اما اشکال کار در اینجا بود که موتورهای رم جت برای روشن شدن و عمل نمودن، به سرعت های بالای 1 ماخ احتیاج داشت و طبیعتاً در صورت به کاربردن چنین موتوری، این هواپیما می بایست از هواپیمایی مادر برای رسیدن به چنین سرعت هایی بهره می برد و برای فرود نیز مشکلاتی در سر راه بود و در حقیقت، هدف از ساختن این هواپیما، هواپیمایی مستقل از هر منبع و قابل عملیات در هر سرعتی بود. در نتیجه، از این جا بود که کارشناسان به فکر یافتن راه چاره برای این مشکل افتادند که تنیجه همان ابداع موتور «توربو رمجت» بود. در نتیجه ی فکر به وجود آوردن چنین پیشرانه پیچیده ای، این مسولیت سنگین به شرکت با سابقه پرات اند ویتنی واگذار شد که سرانجام اولین موتور توربو رمجت جهان با کد J-58 که این موتور در حقیقت همان هسته مرکزی کل پیشرانه ی به کار رفته است، وارد عرصه خدمت گردید.
در موتورهای توربو رمجت، در حقیقت موتوری توربوجت در داخل محفظه ای لوله ای شکل که همان ساختار اصلی موتور رمجت باشد، جای گذاری می شد. طرز کار آن نیز بدین گونه بود که درچه هایی در داخل محفظه ی موتور قرار داشتند که جریان عبوری هوا را از حالت های: 1- گذر از داخل هسته موتور یا همان موتور توربوجت یا 2- گذر از کنار هسته موتور کنترل می کردند. در سرعت های پایین، این دریچه ها بسته شده و جریان هوا ناچار از داخل موتور توربوجت عبور کرده در نتیجه هواپیما قادر به سرعت گیری و تولید نیرو برای برخاست و رسیدن به ارتفاع و سرعت مناسب می شد، تا زمانی که شرایط لازم برای روشن شدن موتور رمجت فراهم شود.
پس از بدست آوردن شرایط مناسب، درچه ها باز شده و هوا از کنار موتور توربو جت عبور کرده و به دلیل به وجود آمدن پدیده رم افکت در سرعت های بالا، هوا متراکم شده و به انتهای موتور یا در حقیقت همان قسمت پس سوز هدایت می شد. قسمت انتهای موتور در سرعت های پایین نقش پس سوز و در سرعت های بالا نقش محفظه احتراق موتور رمجت را ایفا می کرد. در این قسمت، هوای متراکم منفجر شده و دقیقاً همانند یک موتور رمجت در سرعت های بالا تولید نیرو می کرد، و همین ابداع، باعث شد که هواپیمای SR-71 به هواپیمایی با «سیستم پس سوز قابل عمکرد مداوم» تبدیل شود، یعنی درست بر خلاف هواپیماهای دیگر که در صورت استفاده از پس سوز، نمی بایست مدت زمان آن از پنج دقیقه تجاوز نماید، زیرا در غیر این صورت خروجی موتور ذوب شده و موتور از کار کردن باز می ایستاد.
البته برای ایجاد ویژگی استفاده از پس سوز تمام وقت، تدابیر ویژه ای برای خنک سازی لحظه به لحظه ی موتور اندیشیده شده بود. در این جا لازم است به نکته توجه شود که ابتکار زیادی نیز در ورودی های موتور این هواپیما به کار رفته بود. اگر به ورودی های موتور این هواپیما بنگریم، شیئی مخروطی شکل را مشاهده می کنیم که در حقیقت همین قطعه است که موتور را از حالت توربوجت به رمجت و بالعکس تبدیل و مقدار جریان ورودی به موتور را کنترل می کند و اولین سیستم ورودی متحرک در جهان است که در حالت برخاست جلو آمده و در سرعت های بالا عقب می رود و بدین صورت امواج ضربه ای ناشی از حرکت با سرعت بالا را نیز کنترل کرده و هوای ساب سونیک یا زیر سرعت صوت را اگر چه خود هواپیما با سرعت بالاتر از سرعت صوت پرواز کند، وارد موتور می نماید.در سیستم این موتور، به دلیل حرارت بسیار زیاد، سوخت عادی مصرفی در موتورهای جت معمولی قابل استفاده نیست، به همین دلیل از سوختی ویژه با نام JP-7 استفاده می کنند که با استفاده از روش های مخصوص شیمیکال محترق گشته و قابل استفاده می گردد.
هواپیمای SR-71 به مدت بیش از سی سال با بالاترین سرعت به میزان 3.724 کیلومتر برساعت، رکورددار سرعت در تمامی جهان بود. این هواپیما، هم اکنون تنها برای کاربرد های تحقیقاتی در مورد لایه های فوقانی جو توسط سازمان هوا فضایی ناسا مورد استفاده قرار می گیرد و در حقیقت از سوی نیروی هوایی ایالات متحده، هواپیمایی بازنشسته محسوب می شود، اگرچه تاکنون، با فناوری پیشرفته ی به کار رفته در آن، رقیبی در خور رقابت با بلک برد یافت نشده است.
منبع : وبلاگ ایر
هواپیمای هورنت، جنگنده ای مافوق صوت ساخت شرکت مشترک شرکتهای بوئینگ، جنرال الکتریک در ساخت موتور، نورث روپ در طراحی و ساخت بدنه و هیوز در تولید رادار است که در مدل های مختلف تک یا دو نفره عرضه می شود. مهم ترین ویژگی این هواپیما، توانایی ناونشینی آن است که در حقیقت، به منظور ایفای نقش یک جنگنده محافظ ناو طراحی گشت.

هواپیمای ناونشین F/A-18 هورنت
حفاظت از ناوگان های دریایی، همواره در طول تاریخ از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده و است و به همین دلیل، هم اکنون نیز می بینیم که چندین و چند هواپیما، تنها برای انجام وظیفه حفاظت از کشتی های عظیم الجثه و حفاظت از ناوهای هواپیمابر طراحی شده اند و سرمایه گذاری های فراوانی بر روی آنان شده است. از معروفترین هواپیماهای ناونشین نیز می توان هواپیماهای فانتوم و F-14 تامکت را نام برد که کارنامه درخشانی داشته اند. اما، در حال حاضر، بیشترین تمرکز ناوهای هواپیما برای حفاظت اصولی، بر روی هواپیمای اف-18 هورنت است که ستون فقرات نیروی هوایی-دریایی آمریکا را تشکیل می دهد. علاوه بر این، این هواپیما قادر به انجام عملیات و برخاست و نشست در فرودگاه های عادی نیز هست. ویژگی های قابلیت مانور فراوان، نسبت قدرت به وزن بالا و سیستم های الکترونیکی پیشرفته از این هواپیما جنگنده ای بی همتا ساخته است.

جنگنده های هورنت، در روی عرشه ناو و در حال فرود بر روی ناو هواپیمابر
نکته بسیار جالب توجه این است که این هواپیما با تمام مزایایش، اولین هواپیمایی بود که در جنگ خلیج فارس توسط یک فروند میگ 25 ساقط شده و سقوط کرد. این هواپیما، در حقیقت دارای کم ترین هزینه های نگهداری است و همچنین، خلبانان آن از عملکرد خوب آن، همیشه اظهار رضایت کرده اند. این هواپیما هم اکنون، در اختیار نیروی دریایی آمریکا، نیروهای هوایی کانادا، مالزی، کویت، فنلاند و سویس است. قابلیت شگفت انگیز این هواپیما این است که به ندرت توسط رادارهای دشمن تشخیص داده می شود و حتی در صورت شناسایی نیز می تواند از معرکه جان سالم بدر برد و اگر احتمالاً توسط موشکی از طرف دشمن مورد اصابت قرار گرفت، قادر است که خدمه خود به سلامت به زمین برساند. در ماموریت های هوایی، این جنگنده می تواند بازه گسترده ای از موشک های هوا به هوای مشهور را مانند AIM-9، AIM-7 و AIM-120 را حمل کرده و از آنها در نبرد های هوایی نزدیک و متوسط بهره برد. این هواپیما علاوه بر اینکه ماموریت های هوایی را با شایستگی تمام به انجام می رساند، دارای توانایی های فوق العاده ای نیز در حمله به اهداف زمینی است و قادر به حمل بمب ها و موشک های گوناگونی از جمله بمب های JDAM و یا موشک های خانواده AGM یا موشک های ماوریک و هارپون می باشد و مسئله سری در اینجا، این است که در موقعیت های مخصوص، این هواپیما می تواند به بمب های هسته ای B-57 یا B-61 نیز مجهز شده و از آن ها برای منهدم ساختن اهداف زمینی سود برد. رادارهای این هواپیما، از مرغوبترین و با کیفیت ترین رادارهای به کار رفته در هواپیماهای جنگنده جهان هستند که قابلیت هایی چون نگاه به بالا و پایین، دوربرد بودن و کارا بودن در هر شرایط اب و هوایی و پروازی را برای این هواپیما فراهم می کند. همین ویژگی های منحصر به فرد این هواپیماست که از آن جنگنده ای ساخته است که بیش از دو دهه خدمت درخشان در نیروهای هوایی متعدد را در کارنامه خود دارد و همچنین، معمول ترین عضو یک ناو هواپیمابری آمریکایی، همین هواپیمای ارزشمند است.

جنگنده هورنت در حال حمل تسلیحات نظامی
ناگفته نماند که نمونه بزرگتری از این هواپیما نیز موجود است که عموماً با نام سوپر هورنت شناخته می شود و دارای دهنه بال وسیع تر و ورودی های موتور مستطیلی شکل است و اغلب با کد ئی یا اف شناخته می شود. همچنین این جنگنده، از سیستم پرواز با سیم بهره می جوید که عملیات غلتش، پیچ و عمدتاً مانورهای هوایی را به خوبی بهبود بخشیده است. این هواپیما، با بهره گیری از موتورهای جدید توربوفن ساخت شرکت معظم جنرال الکتریک، می تواند به کششی برابر با 36,000 پوند دست یافته و به حداکثر سرعتی نزدیک به دو برابر صوت دست یابد. برادر بزرگتری این هواپیما، یعنی سوپر هورنت، از موتورهای جدیدتری با کشش بالاتر، البته به دلیل وزن سنگینترش، استفاده می نماید و همچنین، در هواپیمای سوپر هورنت، دو پایلون یا مقر تسلیحات اضافی نیز نسبت به هواپیمای هورنت تعبیه شده است. در این جا، باید این نکته نیز ذکر شود که بالاترین سرعت یک هواپیما، عامل موثری برای سنجیدن توانایی های یک هواپیما محسوب نمی شود و این قابلیت انجام مانورهای سنگین و بدون صدمه دیدن از عهده دشمن بر آمدن است که اقتدار یک هواپیما را نمایان می سازد که هورنت دارای چنین ویژگی است.
منبع: وبلاگ ایرهواپیمای بمب افکن سبک وزن سوخو 24 فنسر، از جمله هواپیماهای نظامی بسیار سری کشور روسیه بود که تا مدت زیادی پس از تولیدش ناشناس مانده و حتی تصاویر بسیار نا مفهوم و نا مشخصی نیز از آن منتشر می شد که همگی دلیل بر سری بودن این برنامه داشتند. خود بنده که در مجله ماشین حدود 15 سال پیش مقاله ای را در مورد این هواپیما مطالعه می کردم، به مخفی بودن برنامه این هواپیما اشاره شده و تصاویر نیز بسیار ناواضح و با کیفیت پایین بودند.

جنگنده بمب افکن روسی سوخو ۲۴ فنسر
این هواپیما، بمب افکنی در کلاس بمب افکن آمریکایی F-111 و یا هواپیمای F-15 ایگل می باشد که توانایی انجام حمله به اهداف زمینی را به خوبی داراست و در اصل برای همین منظور نیز طراحی گشته است. فنسر که لقب برگزیده برای این بمب افکن می باشد، از نظر لغوی به معنای شمشیرباز می باشد. این هواپیما تا حدودی نیز می تواند در نبرد های هوا به هوا مداخله کند و در هر آب و هوایی و در تمام شبانه روز به عملیات بپردازد. در این هواپیما، دو خدمه وجود دارد که یکی سرخلبان و دیگری مسئول تسلیحات می باشد و شیوه قرارگیری صندلی های آنان نیز به جای پشت سرهم، در کنارهم قرار گرفته است. یکی از ویژگی های تا حدودی کم نظیر این هواپیما خاصیت بال های متغیر آن می باشد که بسته به شرایط پروازی و سرعت هواپیما، باز یا به سمت عقب جمع می شود. این بمب افکن از سیستم های راداری پیشرفته ای برای موقعیت یابی هدف بهره می برد و قادر است حدود 8 تن تسلیحات مختلف از جمله توپ، انواع موشک ها و بمب ها را حمل نماید.
جنگنده بمب افکن های سوخو ۲۴ فنسر
فنسر با دارابودن سقف پروازی حدود 16 کیلومتر، حداکثر سرعتی معادل 2.300 کیلومتر بر ساعت و بردی معادل 3.500 کیلومتر، می تواند در زمره هواپیماهای بمب افکن دوربرد بسیار مؤثر قرار گیرد. این بمب افکن از موتورهای توربوفن AL-21F3 با قدرت 25.000 پوند با پس سوز بهره می برد که ورودی های هوای این موتورها در نزدیکی و در طرفین کاکپیت خلبان قرار گرفته اند. این ورودی ها شکلی مستطیلی داشته و تا انتهای بدنه امتداد یافته و به دو اگزوز خروجی موتور ختم می شوند. این هواپیما در مدل های مختلفی عرضه می شود. مدل A این هواپیما، طرح اولیه ای از آن بود که به منظور آزمایش و انجام تحقیقات و رفع کاستی های آن در تعداد محدود تولید گردید. مدل سوخو 24 فنسر B دارای بدنه لوله شکل است که تشخیص آن را آسان تر می سازد. در مدل C نیز بهبود های در جنگ افزارهای الکترونیکی صورت گرفته است. مدل D این هواپیما، قادر به انجام سوخت گیری هوا به هوا می باشد که برد آن را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهد، و اما آخرین مدل فنسر، مدل E می باشد که نمونه ای شناسایی برای ناوگان های دریایی است و حتی قادر به حمل تسلیحات ضد کشتی نیز می باشد.

تصویر ناواضحی که چندسال پیش در ابتدای تولید این هواپیما منتشر شده بود
کلیه این مدل ها با طولی حدوداً 25 متر و طول دو سر بال حدود 17 متر در حالت بسته، در کلاس جنگنده بمب افکن های متوسط محسوب می شوند. همچنین ناگفته نماند که وزن خالی این هواپیما حدود 19 تن و حداکثر وزن برخاستی معادل 40 تن می باشد که تقریباً 11 تن آن را تسلیحات و سایر تجهیزات تشکیل می دهند. لازم به ذکر است پس از اینکه این هواپیما به صورت بسیار مؤثر و گسترده در جنگ تحمیلی علیه کشورمان به کار گرفته شد، جمهوری اسلامی ایران اقدام به خرید تعداد نامعلومی از این هواپیمای توانا نمود و خوشبختانه این بمب افکن هم اکنون در خدمت نیروی هوایی کشورمان می باشد.
به راستی که تاثیر گذار ترین و مشهورترین هواپیمای سال های دهه شصت، همان جنگنده شناسایی میگ 25 فاکس بت بوده است که در طول تاریخ پروازی خود، چند رکوردی را نیز برجای گذاشت. این هواپیما، ظاهراً هواپیمایی بود که بیشترین دلهره را برای غرب به وجود آورده و باعث شده بود که آنان هم به فکر چاره و تولید هواپیماهای قدرتمندتر و مقتدرتر بیفتند، به طوری که خلبانی آمریکایی اظهار کرده بود که در آن زمان، یعنی سال 1973، این هواپیما، بهترین رهگیر در حال تولید سراسر جهان بود.

هواپیمای رهگیر میگ ۲۵ فاکس بت
همانطوری که در عنوان ذکر شده است، این جنگنده، با بهره گیری از دو موتور توربوجت تومانسکی R-15D-300، توانست که رکورد جهانی سرعت را با یک هواپیمای جنگنده تولید انبو شکسته و به سرعت 3 برابر صوت دست یابد. رکورد شکنی دیگر این جنگنده، توانایی رسیدن به ارتفاع 118 هزار پایی یا 36 کیلومتری از سطح دریا و انجام عملیات در این ارتفاع است که این توانایی ها، قدرت این جنگنده را برای رهگیری سریع هواپیماهای دشمن و انجام ماموریت های شناسایی و تصویر برداری از ارتفاع بالا، دو چندان می نماید. کشش موتورهای این هواپیما، عدد اعجاب آور 11.200 کیلوگرم می باشد که نیرویی فوق العاده برای پیشرانش یک هواپیمای جنگنده است. اما این جنگنده را با تعاریف بالا بسیار جالب توجه تصور نکنید. این هواپیما، رهگیری بسیار سست و غیر مانور پذیر است و می توان گفت که هیچ قابلیتی در یک جنگ نزدیک ندارد و حتی هواپیماهای بسیار ناتوان نیز به راحتی می توانند این هواپیما را از صحنه نبرد به در کنند. تحمل شتاب جی این هواپیما حداکثر 3 جی یا مقداری کمتر در مقایسه با، به طور مثال، هواپیمای اف-14 تامکت با تحمل 9 جی می باشد که نشان از ضعف ساختاری این جنگنده دارد.

هواپیماهای میگ ۳۱ فاکس هاوند، نمونه ی ارتقا یافته فاکس بت
در صورت انجام یک دور بسیار سریع در آسمان، حتی این احتمال می رود که موشک های متصل به بال هواپیما به راحتی جدا شده و در آسمان رها گردند. در حقیقت، ماموریت خلبانان این هواپیما تنها این بود که پس از برخاست، خلبان اتوماتیک را روشن کرده و منتظر دستور بمانند، سپس موشکی را به سمت هدفی مشخص از فاصله دور شلیک کرده و به پایگاه برگردند. این جنگنده، با اینکه سریع ترین جنگنده عملیاتی جهان می باشد، اما سرعت هایی چون سه برابر صوت و ارتفاع 36 کیلومتری را تنها برای مدت کوتاهی مانند دو دقیقه می تواند تحمل نماید، چون در غیر این صورت خلبان باید بدون هواپیمایش به فرودگاه بازگردد! این هواپیما، با وزن حدود 30 تن، هواپیمایی بسیار سنگین وزن می باشد و می توان گفت از آن حتی نشانه کوچکی نیز از چالاکی دیده نمی شود. موتورهای توربوجت این هواپیما، سوخت را به سرعت می بلعند و از این جهت، برد این هواپیما کاهش می یابد. از نظر فضا و حجم، موتورهای این هواپیما آن قدر حجیم و بزرگ اشت که بیشتر به موتور یک راکت شبیه است تا یک جنگنده رهگیر، که این موضوع، از ورودی ها و خروجی های فوق العاده بزرگ این جنگنده آشکار است. اما جالب اینکه اولین هواپیمایی که در جنگ خلیج فارس مورد اصابت قرار گرفت، یک فروند هواپیمای اف ای-18 هورنت بود که موشکی شلیک شده از هواپیمای میگ 25 عراقی آن را ساقط نمود. این جنگنده، بارها در سال های قبل از انقلاب جمهوری اسلامی، به حریم هوایی ایران تجاوز کرده و دیوار صوتی را به وفور در آسمان ایران شکسته است. اما چون نه تنها در ایران بلکه در هیچ کشور جهان جنگنده ای قادر به رهگیری این هواپیما نبود، در نتیجه کاری از دست مقامات بر نمی آمد، اما پس از مدتی که ایران هواپیماهای اف-14 تامکت را همراه با موشک دوربرد فینیکس تحویل گرفت، دیگر میگ های 25 حتی یک بار هم جرأت نکردند که وارد آسمان ایران شوند، چون هواپیماهای اف-14 ایران با شلیک یک موشک فینیکس آنان را از فاصله 200 کیلومتری منهدم می ساختند.

هواپیمای میگ ۳۱، در حالی که دماغه آن برداشته شده و رادار پنجره ای آن معلوم است
جالب اینکه عملیات جوشکاری در این هواپیما با دست انجام می گرفت و در سیستم های الکترونیکی آن، هنوز از لامپ های خلاء استفاده می شد. اما با این اوصاف، هواپیمای میگ 25 با نمونه بزرگتری به نام میگ 31 فاکس هاوند جایگزین شد که در حقیقت نمونه ارتقا یافته از آن بوده و حقیقتاً توانایی های بیشتری نسبت به آن را دارا بود. این هواپیما، یعنی میگ 31 را می توان هواپیمایی کاملاً جدید نامید، اگرچه شکل ظاهری آن بسیار شبیه به میگ 25 می باشد. این هواپیما، برعکس نسل قبلی خود، از موتورهای توربوفن D-30F6 بهره می جوید که این موتورها، برای تامین هوای خود به ورودی های حتی بزرگتر از فاکس بت و همچنین خروجی های بزرگتر احتیاج دارند. فاکس هاوند دارای رادار قدرتمندی با توانایی تعقیب 10 هدف همزمان و برد 120 کیلومتر می باشد. میگ 25 که برای رهگیری هواپیمای SR-71 خفاش سیاه آمریکایی طراحی و تولید شده بود، هیچ گاه نتوانست به این آرزوی خود جامه عمل بپوشاند. ناگفته نماند که هم اکنون بزرگترین پرواز دهنده میگ 25 ناتوان، کشور هندوستان می باشد.
منبع: وبلاگ ایردر مقاله ها و متونی که به موضوع هوانوردی مربوط می شوند، شاید عبارت «شکست دیوار صوتی» را دیده و مایل به دانستن مطالبی در مورد این زمینه نیز باشید. در این مقاله، تمامی مطالب مربوط به دیوار صوتی و چگونگی شکست آن و موارد مرتبط بررسی و مطالعه خواهند شد.

هواپیماهای سری ایکس در کنارهم، پیشگامان فراصوت
در اعصار آغازین دوران هوانوردی ابتدایی، هواپیما ها بیشتر با سرعت های بسیار پایین نسبت به هواپیما های امروزی پرواز می کردند که حتی به بیشتر از 300 کیلومتر در ساعت نمی رسید؛ در حالی که چنین سرعتی، سرعت مطلوب برای تیک آف یا برخاست یک هواپیمای جنگنده امروزی است و رسیدن به چنین سرعتی، ابداً مستلزم تلاش بسیار و فشار آوردن بیش از حد به موتور نمی باشد. اما رفته رفته، سرعت هواپیما ها حتی با موتورهای پیستونی به گاه بالای 650 کیلومتر بر ساعت رسیده و از آن زمان بود که دانشمندان علوم آیرودینامیک دریافتند که در با افزایش سرعت، به تدریج میزان پسا افزایش پیدا کرده و در سرعت معینی، دیگر هواپیما قادر به سرعت گرفتن نبوده گاه نیز استال می شوند. در آن زمان، علت این موضوع بدین گونه بیان شد که با افزایش سرعت، به تدریج سرعت گردش انتها یا نوک پره های پروانه ی موتور، به سرعت صوت نزدیک شده و سرانجام در حداکثر سرعت یک هواپیمای پیستونی که حدود 950 کیلومتر می باشد، سرعت انتهای پره ها از سرعت صوت گذشته و پسا یا درگ بسیاری ایجاد می شود که خود مانع سرعت گرفتن بیشتر هواپیماست. در چنین سرعت هایی، پروانه موتور هواپیماهای پیستونی، نه تنها تراست یا نیروی کشش تولید نمی کند، بلکه در اثر سرعت بسیار زیاد، تبدیل به یک دیسک یا دایره توپر چرخنده می شود که جز ایجاد درگ و پسا، کار دیگری انجام نمی دهد. آیرودینامیست های آن زمان این حد را یک محدوده سرعت یا همان دیوار صوتی در نظر گرفته و بسیاری از آنان نیز بر این عقیده بودند که گذشتن از دیوار صوتی و پشت سر گذاشتن آن، کاریست غیر ممکن؛ اما با ورود به عصر جت و پیشرفت علم آیرودینامیک، همه ما شاهد هستیم که این کار برای جنگنده های امروزی کاری بس سهل و آسان است.

هواپیمای بل X-1 نخستین هواپیمایی که از سرعت صوت گذشت
حال، پس بررسی تاریخچه آن، بهتر است به اصل موضوع بپردازیم و نخست، ببینیم که خصوصیات صوت و دیوار صوتی چیست و چرا گذر از آن نیازمند قدرت و کشش و توانایی زیادی است. صوت، در شرایط عادی (دما، فشار و ... معمولی) در سطح دریا دارای سرعتی معادل 332 متر بر ثانیه یا 1,195 کیلومتر بر ساعت می باشد که این سرعت، با افزایش ارتفاع و کاهش فشار و تراکم هوا، کاهش یافته و در ارتفاعات بالاتر، صوت فواصل را با سرعت کمتری می پیماید. این مسئله بدین صورت است که صوت همانطور که می دانیم، از طریق ضربات ملکول های هوا به یکدیگر و انتقال انرژی آن ها فضا را طی می کند و هرچه تعداد مولکول ها در یک حجم معین بیشتر باشند، انتقال انرژی زودتر صورت پذیرفته و صوت با سرعت بیشتری انتقال می یابد؛ چنانکه سرعت صوت در مایعات بیشتر از هوا و در جامدات بسیار بیشتر از مایعات و هوا و معادل 6000 کیلومتر بر ساعت است. پس در نتیجه افزایش ارتفاع، تعداد ملکول ها در یک حجم معین کاهش یافته و صوت با سرعت کمتری فضا را می پیماید. دیوار صوتی، شیئی فیزیکی و قابل روئیت نیست؛ بلکه، به دلیل اینکه گذشتن از سرعت صوت نیازمند توان بسیار بالای موتور و آیرودینامیک بسیار خوب می باشد، این حد را یک مانع برای رسیدن به سرعت های بالاتر دانسته و از آن به نام دیوار صوتی یاد می کنند. عدد ماخ، در حقیقت همان نسبت سرعت شی پرنده یا همان هواپیما به سرعت صوت محیط است که به احترام دانشمندی آلمانی که برای اولین بار چنین مقیاسی را در نظر گرفت، آن را «ماخ» نام نهادند. پس عدد ماخ، کمیتی متغیر است و بسته به خصوصیات هوا مانند دما و فشار، تغییر کرده و کاهش یا افزایش می یابد.

هواپیمای بل X-1 نخستین هواپیمایی که از سرعت صوت گذشت
اما حال که با عدد ماخ آشنا شدیم، به مهمترین و اصلی ترین عامل ایجاد دیوار صوتی یعنی همان «امواج ضربه ای یا Shockwaves» پرداخته و دلیل ایجاد درگ و پسای زیاد را در سرعت های نزدیک سرعت صوت، بررسی خواهیم کرد. امواج ضربه ای یا شاک ویو ها، در حقیقت همان عامل اصلی ایجاد دیوار صوتی هستند. امواج ضربه ای، تغییری ناگهانی در فشار و دمای یک لایه از هواست که می تواند به لایه های دیگر منتقل شده و به صورت یک موج فضا را بپیماید. برای درک بهتر مطلب، وقتی که سنگی در آب انداخته می شود، موج های در آب به وجود می آیند که به سمت خارج در حال حرکتند. این امواج، نتیجه افزایش سرعت یا اعمال نیرو به لایه ای از ملکول های آب است که قادر به انتقال به لایه های دیگر نیز می باشد، و امواج ضربه ای نیز، همان امواج درون آب هستند، با این تفاوت که آن ها در سیالی دیگر به جای آب به نام هوا، تشکیل می شوند. در سرعت های نزدیک سرعت صوت، فرضیه غیر قابل تراکم بودن هوا رد شده و ضریب تراکم هوا به 16% در می رسد، که مقداری غیر قابل چشم پوشی است. در این سرعت ها هوای جلوی بال یا لبه حمله به شدت متراکم گشته و دما و فشار آن به طرز قابل توجهی افزایش می یابد، همین مسئله، یکی از عوامل ایجاد امواج ضربه ای است. هواپیما با حرکت خود در هوا، نظم فشار هوای محیط را بر هم می زند و همانند قایقی که در آب در حال حرکت است، امواجی از آن ساطع شده و به دلیل اینکه این امواج با سرعت صوت حرکت می کنند و هواپیما زیر سرعت صوت در حال سیر است، از آن دور می شوند. اما کم کم، با نزدیک شدن به سرعت های ترانسونیک و حدود سرعت صوت، این امواج فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و در جلوی بال متراکم می شوند. در مناطقی از بدنه هواپیما که سطوح ناموزونی نسبت به جهت حرکت هواپیما دارد، سرعت گذر هوا افزایش یافته و بر اساس اصل برنولی، با افزایش سرعت سیال، فشار آن کاهش می یابد.

هواپیمای بل X-1 نخستین هواپیمایی که از سرعت صوت گذشت
در چنین سرعت هایی، هوای اطراف این سطوح به سرعت صوت می رسد، گرچه هواپیما هنوز به سرعت صوت نرسیده باشد. در نتیجه رسیدن بعضی سطوح به سرعت صوت، امواج ضربه ای تولید شده و درگ یا پسای فراوانی را قبل از رسیدن به سرعت صوت تولید می کنند، که همین مسئله گذر از دیوار صوتی را مشکل می نماید. به سرعتی که در آن حداقل یکی از سطوح هواپیما به سرعت صوت رسیده باشد، گرچه این پدیده در مورد خود هواپیما صادق نباشد، عدد ماخ بحرانی یا Critical Mach Number می گویند. عدد ماخ بحرانی را می توان به سرعتی که نمودار پسا در مقابل سرعت سیر صعودی می گیرد، نیز تعریف نمود. در این سرعت، فرامین هواپیما کم کم شروع به درست جواب ندادن کرده و حالتی شبیه به کوبیدن بر روی بال توسط امواج ضربه ای به وجود می آید که با گذر از دیوار صوتی، فرامین هواپیما به حالت طبیعی خود باز می گردند. بنابراین، در سرعتی که هواپیما به عدد ماخ بحرانی خویش می رسد، پسا به دلیل ایجاد امواج ضربه ای به طور قابل توجهی افزایش می یابد، پس، باید تلاش بر آن باشد تا عدد ماخ بحرانی هر چه بیشتر با بهبود ویژگی های آیرودینامیکی افزایش یابد، چون اگر این اتفاق در سرعت های پایین تر رخ دهد، هواپیما نیز باید از سرعت پایین تری جدال با افزایش پسا را شروع کند. حال ببینیم که چرا با تولید امواج ضربه ای، پسا افزایش می یابد. قانونی در مبحث دیوار صوتی بیان می کند که هر جریان هوایی که از یک موج ضربه ای بگذرد، موج ضربه ای انرژی کنتیکی یا جنشی سرعتی آن را گرفته و در خور تبدیل به گرما و افزایش فشار می کند، در نیتجه سرعت جریان هوای گذرنده از موج ضربه ای به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. با کاهش سرعت جریان هوا در جلوی بال ها در سرعت های نزدیک سرعت صوت، تلاش پیشرانه یا موتورهای هواپیما باید چند برابر شود تا اثر کاهش سرعت در اثر موج ضربه ای را خنثی نماید. در صورتی که عدد ماخ بحرانی هواپیمایی پایین باشد، در سرعت های پایین باید نیروی رانشی هواپیما چند برابر شود که مصرف سوخت فوق العاده ای را برای گذر از دیوار صوتی به دنبال خواهد داشت؛ اما، در صورت بالا بودن عدد ماخ بحرانی، هواپیما فقط مدت کوتاهی نیازمند قدرت و کشش بسیار زیاد برای شکستن دیوار صوتی می باشد.

هواپیمای X-1 با ترکیب رنگ نارنجی اش، به راحتی قابل تشخیص است
با اعمال نیروی فراوان رانشی، سرانجام هواپیما بر مشکل پسای زیاد فائق آمده و از دیوار صوتی می گذرد. در نتیجه این عمل، امواج تولید شده توسط هواپیما از آن جا مانده و پشت سر هواپیما حرکت می کنند. در این حالت، وضعیت به حالت عادی بازگشته و پسای ایجاد شده به وضعیت نرمال باز می گردد. بعضی از هواپیما ها از تمام نیروی پس سوزشان یا 100% قدرت موتور برای گذر از دیوار صوتی و یا سرعت 1,195 کیلومتر بر ساعت استفاده می کنند، در حالی که در سرعت های بسیار بالاتر، تنها از 30% قدرت موتور برای رانش به جلو بهره می جویند. با دقت در این مثال، می توان به خوبی افزایش درگ و پسا و قدرت فروان لازم برای غلبه بر آن در سرعت های نزدیک به سرعت صوت را درک و تجزیه و تحلیل نمود. امواج ضربه ای توسط هواپیما در سرعت صوت، بسیار قدرتمند می باشند، چنانکه در صورت پرواز هواپیما نزدیک به زمین و گذر آن از دیوار صوتی، امواج ضربه ای با منتهای قدرت به اجسام زمینی مانند شیشه های منازل و ساختمانها برخورد نموده و باعث شکستن آن ها می شود، یا حتی اگر شخصی در معرض امواج ضربه ای به طور مستقیم قرار گیرد، احتمال از دست دادن شنوایی و پاره شدن پرده گوش بسیار است. از امواج ضربه ای، در بمب ها و تسلیحات دیگر نیز استفاده می شود. بمب ها با یک افزایش دما و فشار ناگهانی در لایه هایی از هوا، امواج ضربه ای به وجود آورده که از طریق هوا انتقال یافته و باعث شکستن شیشه ها و تخریب دیوار ها نیز می شود. اگر شخصی در فاصله ای نسبتاً نزدیک در فضایی تهی از هوا و خلاء، حتی نزدیک یک بمب ده تنی ایستاده باشد، بر فرض منفجر کردن بمب، آسیبی به وی نخواهد رسید، چون هوایی برای انتقال امواج ضربه ای وجود ندارد.

هواپیمای X-1 در حقیقت یک بمب افکن جنگ جهانی دوم بود که به موتورهای راکت مجهز شده بود
به دلیل تولید امواج ضربه ای در سرعت های حدود سرعت صوت، خلبانان سعی می کنند فقط مدت کوتاهی در چنین سرعت هایی ترانسونیک پرواز کرده و به زودی از دیوار صوتی گذر کنند، چون پرواز در این سرعت ها نیروی بسیار زیاد موتور در نیتجه افزایش فوق العاده میزان مصرف سوخت را در پی دارد. اما حال ببینیم صدایی انفجار مانند که در هنگام شکستن دیوار صوتی تولید می شود نتیجه چیست. امواج حاصله از حرکت هواپیما یا صدای تولید شده در اثر حرکت، هر بار در سرعت های زیر سرعت صوت از هواپیما دور شده و به گوش شنونده می رسد. اما با رسیدن هواپیما به سرعت صوت، این صداها دیگر فرصت دور شدن از هواپیما را نداشته و کلاً در جلوی هواپیما جمع می شوند. با گذر از سرعت صوت، صدایی چند ده برابر شده از حرکت هواپیما با هم به گوش شنونده می رسد که مانند یک انفجار شدید یا صدای رعد و برقی بسیار قدرتمند می باشد. شاید در تصاویر هواپیماهای در حال گذر از دیوار صوتی، هاله ای سفید رنگ را در اطراف هواپیما مشاهده کرده باشید. در هنگام گذر از دیوار صوتی، اگر هواپیما نزدیک به زمین و در محیطی مرطوب با درصد بخار آب زیاد باشد، بخار آب هوا در اثر امواج ضربه ای فشرده شده و ابر سفیدی را برای چند ثانیه پدید می آورند که همان هاله سفید رنگ قابل روئیت در تصاویر است. اما از امواج ضربه ای در موتورهای جت نیز استفاده می شود. بدین گونه که، هوا ورودی در موتورهای جت، حتی اگر هواپیما با سرعت های بالای صوت پروزا نماید، باید زیر سرعت صوت باشد تا قابلیت احتراق را در موتور داشته باشد.

نخستین بار، چاک ییگر با هواپیمای بل X-1 دیوار صوتی را شکست
بنابراین، اکثراً در ورودی موتورهای هواپیماهای جنگنده مخروطی را به شکل کامل یا نصف مانند هواپیماهای میگ 21 یا اف 104 ستارفایتر می بینیم، که فلسفه ایجاد این مخروط تولید عمدی امواج ضربه ای است. در صورت تولید امواج ضربه ای، هوای عبوری از میان آن با سرعت کاهش یافته یا زیر صوت وارد موتور می شود و فرآیند احتراق به طور کامل انجام می پذیرد. برای انجام پرواز های مافوق صوت، اغلب هواپیماهای جنگنده از مقطع بال های ویژه ای که عدد ماخ بحرانی را به حداکثر می رسانند، استفاده می نمایند و مقطع بال ها معمولاً بسیار نازک و متقارن می باشد. به عقب برگشتگی بال های هواپیماهای مدرن نیز در نتیجه تلاش برای افزایش عدد ماخ بحرانی بوده چرا که آزمایش های تونل باد نشان داده که با به عقب برگشتگی بال ها به میزان چند درجه عدد ماخ بحرانی به میزان قابل توجهی افزایش می یابد، تا جایی که هواپیماهای مسافربری سریع السیر مانند بوئینگ 747 که در حدود سرعت صوت یا حدود 980 کیلومتر بر ساعت پرواز می کنند، نیز به بال هایی به عقب برگشته مجهزند. در برخی از هواپیماها، مانند هواپیمای اف 14 تامکت، از سیستم بال های متغیر استفاده شده که در این سیستم، در سرعت های پایین که از عدد ماخ بحرانی خبری نیست بال ها گسترده می شوند و برای فراوانی تولید می کنند، ولی رفته رفته با نزدیک شدن به سرعت صوت، کامپیوتر موجود در این سیستم خود زاویه لازم برای افزایش عدد ماخ بحرانی را محاسبه کرده و بال را متناسب با زوایه آن تغییر داده و به عقب بر می گرداند. این سیستم به دلیل هزینه های بالا و سنگینی بیش از حد آن، دارای استفاده محدودی می باشد. هواپیماها کلاً از نظر سرعت نسبت به سرعت صوت به چند دسته زیر تقسیم می شوند:
-
هواپیماهای زیر سرعت صوت یا مادون صوت با محدوده سرعت 350 تا 950 کیلومتر بر ساعت، Subsonic
-
هواپیماهای حدود سرعت صوت با محدوده سرعت 950 تا 1200 کیلومتر بر ساعت، Transonic
-
هواپیماهای سرعت صوت با محدوده سرعت دقیقاً سرعت صوت نسبت به محیط، Sonic
-
هواپیماهای بالای سرعت صوت یا مافوق سرعت صوت با محدوده سرعت 1 ماخ تا 5 ماخ، Supersonic
-
هواپیماهای با سرعت بسیار بیشتر از سرعت صوت با محدوده سرعت 5 ماخ و بالاتر، Hypersonic
لازم به ذکر است، اولین بار، خلبانی آزمایشی آمریکایی به نام چاک ییگر، با انجام اصلاحاتی بر روی یک بمب افکن قدیمی آن را به چهار موتور موشکی مجهز کرده و بر فراز بیایانی در آمریکا، پس از جدا شدن از هواپیمای مادر، به پرواز در آورد. پس چند ثانیه پرواز هواپیمای پرتقالی رنگ ملقب به X-1 به صورت گلاید، خلبان چهار موتور موشکی خود را روشن کرده و پس از چند لحظه صدایی رعد آسا در آسمان شنیده شد که همان نتیجه شکستن دیوار صوتی برای اولین بار در جهان بود. در این آزمایش، این هواپیما به سرعت 16/1 ماخ دست یافت، و با ورود به عصر جت، رویای شکستن دیوار صوتی و پا گذاشتن به سرعت صوت نیز به واقعیتی بسیار قابل لمس مبدل گشت.
منبع: وبلاگ ایرهواپیمای بی 2 ملقب به روح، بمب افکنی چند ماموریته است که قادر به حمل بمب های معمولی و اتمی نیز می باشد. این بمب افکن به عنوان گامی بلند در تکنولوژی هوایی، نقش مهمی را در برنامه به روز سازی بمب افکن های آمریکایی ایفا نموده است. این هواپیما، دارای قدرت آتش یا رهاسازی بمب به میزان بسیار زیاد و در هر مکانی از جهان است که حتی دفاع های زمینی بسیار نیرومند نیز حریف این بمب افکن نمی شوند.

بمب افکن سپیریت در حال سوخت گیری در آسمان
این هواپیما در مقایسه با دیگر بمب افکن های عمده آمریکایی مانند بی 52 و بی 1 بی، قابلیت انعطاف پذیری و موثر بودن بسیاری را با خود به همراه دارد و قابل ترین گونه در میان بمب افکن های سرنشین دار است. مهمترین ویژگی این بمب افکن، پنهان کاری و مخفی بودن آن از دید رادار است که توانایی بی نظیری در انهدام ارزشمند ترین پایگاه های دشمن حتی در قلب پدافند های هوایی بسیار سنگین به این هواپیمای بمب افکن می دهد. این ویژگی ها، تماماً موجب شده اند که بی 2 به عنوان تنها بمب افکن قرن بیست و یکم شناخته شود. ویژگی های پنهان کاری، آیرودینامیکی و توانایی حمل مقدار زیادی تسلیحات، این بمب افکن را از سایر بمب افکن های موجود در خدمت متمایز و جدا می سازد. بدین وسیله، این هواپیما قادر است به دور از ترس از شناسایی به وسیله رادار دشمن، در ارتفاعات بالا به عملیات و تجسس پرداخته و آزادی عمل فوق العاده ای نیز داشته باشد.

بمب افکن سپیریت و خلبانان آن در حال بررسی هواپیما
همچنین این هواپیمای بمب افکن، به عنوان یک هواپیمای میان قاره ای شناخته می شود، چرا که برد بدون سوخت گیری آن حدود 9.600 کیلومتر بوده و در صورت سوخت گیری هوایی مجدد، دارای برد نامحدود گشته و توانایی سفر به هرجایی در دنیا را خواهد داشت. پنهان کاری این هواپیما در مقابل حتی سیستم های بسیار پیشرفته راداری دنیا، ترکیبی از کاهش اشعه های گرمازای مادون قرمز، صداهای حاصله از موتور ها و ویژگی های بصری یا دیداری که با چشم قابل روئیت است، می باشد. البته جنبه های مختلفی از راز های پنهان کاری این هواپیما، جزو اسرار و اطلاعات طبقه بندی شده اند و اینک، ما تنها می دانیم که استفاده از مواد کامپوزیتی در بدنه، لایه های ویژه جذب امواج روی بدنه و سرانجام طرح بال پرنده، همه و همه به مخفی بودن هر چه بیشتر این بمب افکن کمک می نمایند. ممکن است شما هم دقت کرده باشید که این بمب افکن، دارای سکان عمودی، افقی و یا پایدار کننده های ثبات و حتی نشانی از بدنه هواپیما نیست. این چنین طراحی جالب و زیرکانه ای، به طرح بال پرنده موسوم است که در آن، هواپیما به شکل یک بال که تمامی تجهیزات در این بال تعبیه شده اند طراحی می گردد و امکان پیچش و غلت خوردن توسط تغییر مرکز ثقل هواپیما و یا سطوح کنترلی انتهای این بال پرنده صورت می گیرد، که از مزایای چنین طراحی، می توان به کاهش سطح برخورد امواج راداری اشاره نمود.

نمایی از کابین پیشرفته و پیچیده بمب افکن سپیریت
در این هواپیما، صداگیرهای ویژه ای برای موتورهای آن در نظر گرفته شده و گازهای موتور نیز قبل از آزاد شدن در فضا، به طور کامل سرد می گردند و اثر مادون قرمز آنان به طور کامل رفع می گردد. همچنین این بال پرنده در قسمت انتهایی به شکل دندان اره ای طراحی شده که این نیز خود نوعی کمک به ویژگی پنهان کاری این بمب افکن است. سپیریت قادر به حمل بازه گسترده ای از انواع بمب های هدایت لیزری، بمب های جی دم و مارک و بمب های هسته ای است که توانایی فوق العاده آن را به طور قابل توجهی مشهود می سازد، چرا تمام این تسلیحات نیز در محفظه های داخلی حمل می شوند. این هواپیما، به صورت مشترک میان شرکت های مشهور آمریکایی نورث روپ گرومن، بوئینگ، هیوز و لینک دیویژن طراحی و ساخته شده است.

بمب افکن سپیریت، پارک شده در پایگاه نظامی
برای پیشرانش این هواپیما، از چهار موتور توربوفن F-118 جنرال الکتریک با قدرت هر یک 17.300 پوند بهره برداری می شود که همانطور که در بالا ذکر گردید، تدابیر ویژه ای در خروجی های این موتورها به کار رفته است. طول این بمب افکن حدود 20 متر و طول دو سر بال آن 52.12 متر است که از این نظر، هواپیمایی بیشتر در عرض است و به خاطر طرح بال پرنده، جای تعجبی هم ندارد. حداکثر وزن برخاست این هواپیما، گاه به حدود 152 تن هم می رسد و دارای سقف پروازی معادل 15 کیلومتر است. این بمب افکن، با وجود پیچیدگی نسبی بیشتر نسبت به اسلاف خود، تنها دارای دو خدمه در مقابل برای مثال پنج خدمه برای هواپیمای بی 52 است که خود نکته ای قابل توجه است. در این بمب افکن، خلبانان در کنار هم، سرخلبان سمت چپ و مسئول تسلیحات نظامی در سمت راست، قرار می گیرند. مهم ترین عملیات این هواپیما به زمانی باز می گردد که در عملیات آمریکا بر ضد صربها، این هواپیما از ایالت میسوری آمریکا برخاسته و پس از بمباران کوزوو در شرق اروپا، با موفقیت به همان نقطه مراجعت نمود.
بین سال های 1957 تا 1965، شرکت بوئینگ تعداد 732 تانکر سوخت رسان هوا به هوای کی سی 135 با لقب استراتو تانکر را برای نیروی هوایی آمریکا به طراحی و تولید رساند. نیروی هوایی آمریکا، هنوز هم حدود 550 فروند هواپیمای استراتو تانکر را در اختیار داشته و برای ارتقاء و بهبود آن ها نیز برنامه هایی را چون نصب موتورهای جدید سی اف ام اینترنشنال را در دست اجرا دارد.

هواپیمای تانکر سوخت رسان استراتو تانکر
از این نوع هواپیما تعداد 11 فروند در اختیار فرانسه، 7 فروند در اختیار ترکیه و 4 فروند در اختیار سنگاپور می باشد. ماموریت اصلی این هواپیما انجام سوخت دهی هوا به هوا می باشد. این هواپیما می تواند به خوبی نقش یاری رسان هواپیماهای خودی که می خواهند مسافت های زیاد را طی نمایند تا به هدف برسند، ایفا نماید. این هواپیما از چهار موتور توربوفن با قدرت تولیدی 22.000 پوند که در زیر بال های 35 درجه به عقب برگشته این هواپیما نصب گشته اند، برای پیشرانش بهره می برد که البته در مدل های ابتدایی این هواپیما، به جای این نوع موتور از موتورهای توربوجت استفاده می شد. وزن کلی این هواپیما هنگام برخاست گاهی به حدود 146 تن نیز رسیده و تقریباً تمام بنزین داخلی این هواپیما می تواند برای سوخت دهی تخلیه شود.

هواپیماهای تانکر استراتو تانکر، در حال سوخت دهی به یک فروند رپتور
لوله یا مجرای اصلی سوخت دهی، در قسمت زیر دم این هواپیما واقع شده که به صورت یک لوله بلند با بالچه هایی در انتهای آن می باشد. این لوله سوخت دهی، در هنگام استراحت یا بیکاری، در زیر بدنه هواپیما جمع می شود. طول این هواپیما و طول دو سر بال های آن، هر دو برابر و به میزان 40 متر می باشد که از این جهت، بیشتر شبیه به هواپیمای بوئینگ 707 می باشد. این هواپیما قادر است با حداکثر سرعتی معادل 918 کیلومتر بر ساعت کروز نموده و فاصله ای معادل 18.000 کیلومتر را برای انجام عملیات بپیماید. همچنین، در مقایسه با دیگر هواپیما ها در این کلاس، این تانکر دارای سقف پرواز نسبتاً بالایی به میزان 15 کیلومتر از سطح دریا می باشد. تعداد خدمه این هواپیما، می تواند 4 یا 5 نفر به صورت متغیر باشد و همینطور این تانکر قادر به حمل بالای 80 مسافر و 30 تن بار اضافه نیز می باشد.

هواپیمای استراتو تانکر در حال فرود
در نبردهای هوایی، این هواپیما کار جنگنده ها را بسیار آسان ساخته و دیگر لزومی ندارد که خلبانان نگران کمبود سوخت خود باشند، چرا که این هواپیما ها به وفور در آسمان حاضر شده و عملیات سوخت دهی را انجام داده و بمب افکن های دوربرد را، به بمب افکن های میان قاره ای و بدون محدودیت می سازند. به طوری این که این تانکر، در عملیات طوفان صحرا که چند سال پیش بر ضد عراق توسط آمریکا روی داد، نقش بسیار گسترده و پر اهمیتی را در سوخت دهی به هواپیماهای جنگنده و آواکس آمریکایی ایفا نمود و قطعاً بدون وجود چنین هواپیماهایی، انجام عملیات هوایی به صورت چنین گسترده ای، امکان پذیر نمی بود، چرا که میزان سوخت حمل شده توسط هواپیماهای جنگنده اغلب برای انجام کامل یک ماموریت کافی نبوده و مسلماً نیاز به یک هواپیمای سوخت رسان در این جا بسیار ضروری خواهد شد. در صورت نبود هواپیماهای تانکر، جنگنده ها و بمب افکن می بایست فرودگاهی خودی یا متحد برای نشستن و سوخت گیری مجدد پیدا نمایند که البته چنین کاری، در هر جا امکان پذیر نمی باشد.

هواپیمای تانکر سوخت رسان استراتو تانکر متعلق به ایالات متحده
حتی در صورت یافتن مکان مناسب، فقط با یک حساب سرانگشتی می توانید هزینه و وقت بسیار تلف شده در طی چنین عملیاتی را محاسبه نمایید. استراتو تانکر در طی سالیان خدمتش، به جز وظیفه اصلی اش، وظایف و ماموریت های دیگری نیز چون پست فرماندهی و شناسایی نیز به آن واگذار شده است. تا چند سال دیگر، قرار بر این است که این هواپیما به منظور افزایش قابلیت اطمینان و گسترش امکانات آن، وارد برنامه ارتقاء گردد. ارتقای امکانات این هواپیما شامل سیستم های تماس رادیویی، ناوبری و سیستم های حفاظت خلبانان می شود که به نظر می رسد برای مرتفع ساختن نیازهای آینده کافی باشد.
در طول سال های جنگ جهانی دوم و قبل از آن، تنها سلاح موجود برای هواپیماهای جنگنده برای ساقط کردن یک دیگر، توپها و مسلسل های آنان بود که ابزاری بسیار غیر دقیق و کوتاه برد بودند که برای موثر واقع شدن، دو هواپیما باید بسیار به هم نزدیک شده و یک جنگ تن به تن واقعی را انجام دهند. سرانجام پس از اتمام جنگ، اولین موشک های هوا به هوا با قابلیت شلیک به سمت هدف بدون انحراف دماغه هواپیما به سمت آن ها طراحی و ساخته شدند که با سابقه ترین و پرفروش ترین آنان، موشک موفق سایدوایندر بود.

موشک گرمایاب حرارتی هوا به هوای سایدوایندر
این موشک که با کد AIM-9 شناخته می شود و مسلماً نام آن را بسیار شنیده اید، به طور بسیار گسترده ای علیه نیروی هوایی دشمن در جنگ ویتنام توسط آمریکا به کار گرفته شد و شاید بتوان به جرات اظهار کرد که این سلاح، معمول ترین اسلحه هوا به هوای هواپیماهای جنگنده در چند دهه اخیر بوده است. نمونه بی، یعنی اولین نمونه ابتدایی آن در سال 1953 تحویل نیروی هوایی آمریکا شد که دارای توانایی های نسبتاً کم و محدودی برای انجام یک نبرد تمام عیار بود. برای نمونه، این موشک قادر به حمله به اهداف نزدیک به زمین و یا اهدافی که مستقیم به سوی هواپیما می آمدند نبود و نواقص فراوانی داشت. موشک سایدوایندر، موشکی حرارتی است که گرمای موتور یا در حقیقت اشعه های مادون قرمز ساطع شده از گرمای موتور هواپیما ها را شناسایی کرده و به دنبال آن ها به تعقیب می پردازد. قسمت هدایت مادون قرمز، شناساگر نوری هدف، کلاهک جنگی و موتور راکتی بخش های اساسی این موشک کوتاه برد را تشکیل می دهند. سایدوایندر نام یک نوع مار افعی است که شکار خود را از روی حرارت بدن او ردیابی می نماید و نام این موشک نیز بر همین اساس تعیین شده است.

موشک سایدوایندر، در حال نصب بر روی بال های یک جنگنده و حمل آن
این موشک هوا به هوا، موشکی مافوق صوت، با سرعتی حدود 5/2 ماخ است و از موتور توربوراکت با سوخت جامد برای پیشرانش خود بهره می جوید. حداکثر برد این موشک، حدود 30 کیلومتر است که البته برد موثری که قادر به وارد ساختن ضربه جدی به دشمن باشد، در حدود 10 کیلومتر است. این موشک، موشکی در کلاس کوچک محسوب شده و دارای طولی به میزان 8/2 متر و قطر 13 سانتیمتر می باشد. وزن این موشک در هنگام پرتاب از 70 تا 90 کیلوگرم، بسته به نوع آن متغیر است و قادر به حمل کلاهک جنگی به وزن 5/4 تا 10 کیلوگرم می باشد. در سال 1958، این موشک توسط نیروی هوایی ملی چین بر علیه میگ 17 های کمونیست های چینی به کار گرفته شد که تعداد 11 فروند از آنان را سرنگون ساخت. این موشک دارای سیستم هومینگ فعال است، به این معنی که رادار هواپیما پس از شلیک این موشک می تواند از حالت قفل بر روی هدف بیرون آمده و به دنبال هدف های دیگر رود، در حالی که در برخی موشک ها لازم است تا لحظه برخورد به هدف رادار هواپیما موشک را هدایت نموده و مشغول باشد. سایدوایندر دارای بدنه ای استوانه شکل است که در انتها به وسیله بالچه های ثبات پروازی خاتمه می یابد. بالچه های جلوی این موشک، مشهور به کانارد بوده و همراه با بالچه های عقبی این موشک وظیفه هدایت آن را بر عهده می گیرند. ناگفته نماند که برای دفاع علیه تهدید این موشک و سایر موشک های حرارتی، اکثر هواپیماهای جنگنده مجهز به سیستم پرتاب فلر یا گوی های آتشین بسیار داغی هستند که موشک را با گرمای فوق العاده از مسیر مورد نظر آن منحرف می سازند.

موشک سایدوایندر، نصب شده بر روی انتهای بال هواپیمای هورنت
این موشک، دارای انوع بسیار مختلف طراحی و تولید شده می باشد که ذکر تمامی آن ها در اینجا لزومی نداشته و تنها ذکر این نکته ضروری است که در هر مدل از این موشک، کارایی و قابلیت های آن بالا رفته و افزون تر از گونه های قبلی گشته است. آخرین مدل این موشک که هم اکنون در دست طراحی است، مدل ایکس این موشک است که دارای ویژگی های جدیدی از جمله موتور نیرومندتر در نتیجه برد بیشتر و سیستم های هدف یاب جدیدتر می باشد. در جنگ تحمیلی علیه ایران، این موشک به طور گسترده ای علیه نیروی هوایی عراق توسط جنگنده های فانتوم، تامکت و تایگر به کار گرفته شد و جنگنده های عراقی فراوانی را سرنگون نمود. از جمله سرسخت ترین رقبای این موشک، می توان به موشک های ای ای-10/11 روسی که بر روی هواپیمای میگ 29 نصب شده اند، موشک های میکا، ماترا و ماژیک اشاره نمود که روز به روز در حال تسخیر هرچه بیشتر بازار موشک های کوتاه و میان برد هوا به هوا هستند.
هواپیمای سوخو 27 فلانکر در اواسط دهه هفتاد میلادی به منظور مقابله با تهدید هواپیماهای نوین غربی مانند هواپیمای اف-15 و اف-16 طراحی شد. هواپیمای جنگنده فلانکر با دارا بودن سیستم پرواز با سیم، طراحی پیشرفته و توانایی حمل بیش از ده موشک هوا به هوا، یکی از پر ابهت ترین هواپیماهایی است که تا به حال ساخته شده است.اولین نمونه این هواپیما در سال 1977 اولین پرواز خود را انجام داده و سرانجام در سال 1984 با نام فلانکر بی وارد خدمت گردید.

هواپیمای فلانکر در حالی که ترمز هوایی آن باز شده است
این هواپیما، در حقیقت باعث تشکیل خانواده ای از هواپیماها با نام خانواده فلانکر گردیده و بسیاری از هواپیماهای ساخته شده بعد از این جنگنده، با نام های مختلفی اما با دارا بودن ویژگی های ظاهری و مشخصات دیگر تقریباً یکسانی، از خانواده فلانکر شناخته می شوند. به طور نمونه، از این هواپیما نمونه ای با توانایی انجام عملیات از روی ناو هواپیمابر و بال های تا شونده نیز با نام سوخو 33 تولید شد که تقریباً مشابه این هواپیما بود. فلانکر با وجود آنکه تقلید ناهمگونی از هواپیمای اف-14 تامکت است و حتی در ابتدای تولید دارای سیستم بال های متغیر نیز بوده، نمونه ی کاملی از یک هواپیمای نسبتاً سبک با قابلیت مانور بالا و با توانایی بالای انجام ماموریت های رهگیری و برتری هوایی است.

هواپیماهای فلانکر در خالت برخاست و پرواز جمع
این هواپیما برای شکار اهداف هوایی قابلیت حمل موشکهای هوا به هوای آلامو و آرچر را داشته و از یک توپ سی میلیمتری نیز برای نبرد های هوایی بسیار نزدیک بهره می برد. شایان ذکر است که کل مقدار تسلیحاتی که به وسیله این هواپیما قابل حمل است، مقدار نسبتاً مناسب 6 تن می باشد. این هواپیما، قادر به انجام ماموریت در هر آب و هوا و در هر ساعت از شبانه روز بوده و برد آن نیز حتی بدون داشتن سیستم سوخت گیری هوا به هوا به میزان 1.500 کیلومتر و حداکثر برد با مخازن اضافی و سرعت کروز به میزان 4.000 کیلومتر نیز می رسد. فلانکر برای پیشرانش خود از دو موتور AL-31 توربوفن قدرتمند با کشش استاتیکی معادل 12.500 کیلوگرم بهره می برد و به همین جهت دارای حداکثر سرعت بالایی معادل 2.500 کیلومتر بر ساعت در ارتفاعات می باشد. این هواپیما، با طولی معادل 21 متر و فاصله دو سر بال 70/14 متر، از حیث اندازه در کلاس هواپیماهایی مانند اف-14 تامکت قرار می گیرد. بال های این هواپیما چه از نظر طولی چه از نظر عمودی در وسط بدنه قرار گرفته اند.

هواپیمای روسی فلانکر در یک نمایشگاه هوایی
این هواپیما، دارای سکان عمودی دوگانه، مشابه با بیشتر هواپیماهای غربی نوین مانند اف-15 است که پرواز هواپیما را بالانس کرده و به آن ثبات بیشتری می دهد. این هواپیما برای کاهش مسافت نشستن خود از سیستم ترمز چتری استفاده می کند که پس از نشستن هواپیما بر روی باند، از ناحیه لوله ای شکلی که در بین انتهای دو موتور این هواپیما قرار گرفته است، دو چتر باز شده و بیرون می آیند و با به دام انداختن هوا، از سرعت هواپیما به طرز قابل ملاحظه ای می کاهند. لازم به ذکر است که چنین سیستم کاهش سرعتی در هواپیمای فانتوم نیز به کار رفته است. ترمز هوایی فلانکر نیز به صورت یک صفحه است که از ناحیه وسط و بالای بدنه هواپیما جدا شده و توسط یک جک هیدرولیکی بلند می شود و بدین ترتیب سرعت هوایی هواپیما را کاهش می دهد. در پست بعدی، مقایسه هواپیمای سوخو 30 را که گونه ای از خانواده فلانکر می باشد، با هواپیمای میراژ فرانسوی را که از هواپیماهای موفق شکاری می باشد، بررسی خواهیم کرد.
هواپیمای جنگنده سوخو 15 ملقب به فلاگون که در سال های دهه هفتاد میلادی وارد خدمت شد، همراه برادر بزرگترش، یعنی میگ 25 فاکس بت نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی را به گونه ای مقتدرانه، اگرچه حتی توانایی های زیادی هم دارا نبودند، تجهیز، تقویت و تحیکم نمودند.

هواپیمای رهگیر فلاگون، در حال حمل موشک آناب
هواپیمای فلاگون در طول دوران خدمت خود، رکورد های جهانی زیادی را از جمله در سرعت و سقف پروازی به جای گذاشت و از جمله رهگیر هایی بود که در دوران خدمت خود هیچ گاه به متحدان روسیه صادر نشد. در این هواپیما، برد، اویونیک پیشرفته و تسلیحات متعدد قربانی سرعت و شتابگیری و ازتفاع بالا شده است. این هواپیمای بال دلتا شکل، به طور شدیدی برای هدایت خود به سمت هدف، نیاز به کنترل زمینی دارد. همچنین موتورهای قدرتمند توربوجت آر-13 تومانسکی این هواپیما که قدرتی معادل 31.000 پوند کشش استاتیک تولید می نمایند، سوخت را به سرعت بلعیده و به همین دلیل سبب می شوند که برد و دایره عملیاتی این هواپیما به شدت کاهش یابد. این هواپیما قادر به انجام عملیات در هر آب و هوا بوده و می تواند در هر ساعت از شبانه روز نیز به اهداف خود حمله نماید. نکته جالب این جاست که اگرچه این هواپیما در سال های دهه شصت میلادی طراحی و تولید گشته، اما پس از گذشت سال ها از تولید و ساخت آن و به واسطه هیبت و قیافه ترسناک و مخوف آن، خلبانان هنوز از وجود آن در آسمان وحشت داشتند.

هواپیماهای فلاگون روسی، با بال های دلتا شکل و ورودی موتورهای آن
این هواپیما به تعداد زیاد ساخته شده و قابلیت حمل موشک های بزرگی را در زیر بال های خود نیز دارد و قادر است با تکیه بر نیروی فراوان موتورهایش، با سرعت 4/2 ماخ پرواز نماید. فلاگون دارای سقف پروازی به میزان 18 کیلومتر بوده حداکثر برد آن معادل 1.400 کیلومتر می باشد. طول این هواپیما حدود 21 متر و طول دو سر بال یا دهنه بال آن حدود 10 متر است. این هواپیما، از لحاظ نسل در گروه نسل چهارم و هم رده هواپیمای فانتوم قرار گرفته و از لحاظ وزن پروازی با حداکثر میزانی برابر با 18 تن در کلاس هواپیمای اف-16 فالکون جای می گیرد. این هواپیما قادر به حمل شش موشک هوا به هوا در مقرهای زیر بال خود است که این هواپیما اغلب به موشک های آناب آر-98 و آرچر آر-60 مجهز می شود. این هواپیما برای کاهش مسافت مورد نیاز خود برای عملیات نشستن، از یک سیستم چتر باز شونده که در انتهای هواپیما و زیر سکان عمودی تعبیه شده است، استفاده نموده و در مواقع فرود، با بازشدن این چتر، سرعت هواپیما کاهش می یابد.

هواپیمای فلاگون در حال تاکسی بر روی باند یخ زده
در مورد موشک آناب این توضیح لازم است که این موشک، همان موشکی بود که در یکم سپتامبر سال 1983 هواپیمای بوئینگ 747 کره ای را بر فراز جزیره ساخالین و در حالی که ناخواسته وارد حریم هوایی روسیه شده بود، از یک هواپیمای رهگیر سوخو ۱۵ فلاگون به سرعت خود را به هواپیمای مسافربری رسانده بود، شلیک شده آن را ساقط ساخت و باعث کشته شدن 269 مسافر گردید. این جنگنده رهگیر از لحاظ شمایل بسیار به اسلاف خود یعنی سوخوهای 9 و 11 شباهت داشته و تنها تفاوت محسوس آن این است که در آن هواپیماها ورودی هوای موتور به طور مشخصی در جلوی هواپیما قرار گرفته اما در این هواپیما به دلیل حجم زیاد رادار، می بایست فضای موجود در جلوی هواپیما به آن اختصاص داده شود، در نتیجه ورودی موتورها به طرفین هواپیما انتقال یافت. بال های این هواپیما در سال های ابتدایی تولید، به طور کامل مثلثی شکل بود اما پس چندی این طراحی تغییر داده شده و بال های مثلثی به بال های مثلثی خم شده تبدیل شدند که در نتیجه این بهبود، سرعت برخاست و فرود کمتر حاصل آمد. این هواپیما تا پایان دهه هشتاد میلادی کاملاً از خدمت برکنار شده و هواپیماهای نسل چهارم مانند سوخو فلانکر و میگ های فولکروم با توانایی های بسیار چشمگیر تر، جایگزین این هواپیماهای افسانه ای شدند منبع: وبلاگ ایر
پس از اسرائیل، ایران بزرگترین دارنده هواپیمای فانتوم است. جمعاً سی و دو فانتوم دی، صد و هفتاد و هفت فانتوم ئی و شانزده فروند جنگنده فانتوم مدل آر اف شناسایی با دوربین های مخصوص قبل از سقوط رژیم شاهنشاهی و قطع روابط و سرویس فانتوم ها به ایران تحویل گردید.
.jpg)
فانتوم ایرانی در پارکینگ فرودگاه نظامی با تانک های اضافه سوخت
شاه ایران در آن زمان، اهداف بسیار بلند پروازانه ای را در مورد تجهیز کشور خود به قدرتمند ترین کشور از نظر قدرت نظامی در حوزه خلیج فارس و خاور میانه در سر می پروراند. البته ایالات متحده نیز در اینجا منافع خود را در نظر گرفته و با تصور اینکه ایران دفاع خوبی علیه اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان خواهد بود، شاه ایران را به طور فعالانه پشتیبانی می کرد. اولین بار، در سال شصت و هفت میلادی، سفارشی برای دریافت تعداد شانزده فانتوم دی توسط ایران به شرکت مکدانل داگلاس تسلیم گردید. سرانجام، اولین گروه فانتوم ها در 28 سپتامبر 1968 وارد ایران شدند.
.jpg)
خلبان پور رضائی در کنار هواپیمای فانتوم خود
فانتوم های تازه تحویل شده ایرانی در بسیاری از ماموریت های رهگیری جنگنده سریع السیر میگ 25 فاکس بت که بر فراز آسمان ایران به طور غیر قانونی پرواز می نمود، شرکت جستند اما متاسفانه به دلیل سرعت بسیار بالای فاکس بت، این ماموریت ها هیچ کدام با موفقیت همراه نبودند. اولین استفاده فانتوم های ایرانی در نبرد، مربوط به کمک شاه ایران به سلطان عمان علیه شورشیان کشور او بود که در آن جنگ، یک فانتوم ایرانی با آتش زمینی سقوط نمود. بعد از مدتی دولت ایران تعداد 208 فروند فانتوم مدل ئی را نیز در ابتدای دهه هفتاد میلادی سفارش داد. تحویل این هواپیماها از سال 1971 شروع شده و تا به هنگام انقلاب ایران ادامه داشت. در این مدت، تنها 177 فروند از فانتوم های سفارش داده شده تحویل ایران شدند.
.jpg)
هواپیمای فانتوم در سال های آغازین تحویل آن
پس از به پیروزی رسیدن جمهوری اسلامی ایران، دولت ایران فوراً موضعی ضد غرب به خود گرفته و در نتیجه این اقدام، دولت آمریکا تحریمی را در ارائه تسلیحات و قطعات یدکی نظامی علیه ایران برقرار نمود. 31 فانتوم باقیمانده، هرگز تحویل نشدند. بعد از آلمان، ایران بزرگترین مشتری هواپیماهای شناسایی فانتوم بود. از این نوع فانتوم، تعداد 27 فروند توسط ایران سفارش داده شد که 16 فروند آنان تحویل گردید و 11 فروند باقیمانده به دلایل سیاسی فوق الذکر، در آمریکا باقیماند. تا زمانی که شاه ایران مجبور به فرار شد، ایران دارای 188 فروند فانتوم عملیاتی بود، اگرچه تحریم آمریکا علیه ایران باعث مشکلات شدید نگهداری و سرویس این هواپیماها شده بود.
.jpg)
هواپیمای فانتوم ایرانی پارک شده در فردگاه نظامی
افت و خیز های سیاسی ایجاد شده توسط انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، باعث بغرنج تر شدن مسئله شده بود، به طوری که بسیاری از خلبانان و پرسنل بسیار حرفه ای و خوب آموزش دیده ایران از آمریکا اما وفادار به شاه ایران، مجبور به ترک کشور یا تبعید شدند. در نتیجه، تا سال 1980 که عراق بعثی به ایران حمله نمود، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یا نهاجا، تنها سایه ای از نیرویی بود که از آن انتظار می رفت. در آن زمان، تنها 40% فانتوم های ایرانی عملیاتی و قابل پرواز موثر بودند. جنگ ایران و عراق در سال 1980 با حمله هوایی عراق به شش پایگاه هوایی ایرانی و چهار پایگاه سپاه ایران آغاز گردید. این جنگ اگرچه در رسانه های غربی به ندرت پوشش داده می شد، اما در حقیقت یک تراژدی انسانی در مقیاس وسیع بود.
.jpg)
هواپیمای فانتوم ایرانی با کاناپی های باز و مخازن سوخت اضافه
نیروی هوایی به دلیل عدم توانایی دو طرف در استفاده از نیروی هوایی شان به طور موثر، نقش چندان مهمی را ایفا نکرد. در ماه های آغازین جنگ، فانتوم های ایرانی عملیات های بسیاری به خوبی توانستند به درون خاک عراق و حتی حریم هوایی بغداد وی نفوذ نموده و نیروهای خود را بدین طریق پشتیبانی نمایند، اما نبردهای هوا به هوا بین جنگنده های دو کشور حتی در کل طول جنگ، بسیار به ندرت یافت می شود. در مراحل ابتدایی جنگ، ایران توانایی لازم برای پیروز شدن در اکثر نبردهای هوایی را داشت و این کار اکثراً با موشک های موثر سایدوایندر و یا مجبور کردن هواپیماهای دشمن به عقب نشینی به سوی کشورشان صورت می گرفت. اما در بیشتر اوقات، رادارهای APQ-120 هواپیماهای فانتوم ئی به دلیل کمبود قطعات یدکی قادر به انجام عملیات نبوده در نتیجه موشک های اسپارو نمی توانستند شلیک شوند.
.jpg)
هواپیمای فانتوم ایرانی فرود آمده با چتر مخصوص ترمز
همانطوری که گفته شد، خلبانان ایرانی در ابتدای جنگ برتری فوق العاده ای از نظر تجربه و مهارت نسبت به خلبانان عراقی داشتند، اما با به طول انجامیدن جنگ، نیروی هوایی به تدریج خلبانان و افسران واقعاً کار آزموده ای را که در آنها شک وفادار نبودن به جمهوری اسلامی می رفت، کنار گذارده و از خلبانان دیگر مبتدی استفاده کرد. در طی 9 ماه آغازین جنگ، تخمین زده می شد که حدود 60 فروند فانتوم از بین رفته باشد یا قابل استفاده نباشد. تاثیرات تحریم نظامی آمریکا و کمبود قطعات یدکی موجب کاهش شدید تعداد فانتوم های عملیاتی گردید، به طوری که تا آغاز سال 1983 میلادی، تنها حدود 12 تا 35 فروند فانتوم قابل پرواز در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران بود. پس از سال 1982، کشور عراق تصمیم به تجهیز نیروی هوایی کشور خویش با هواپیماها و تسلیحات تازه تر نمود که از جمله آن می توان به سوپر اتاندارد ها و میراژ های مجهز به موشک ماترا و ماژیک اشاره نمود که توسط شرکت داسو برگه تولید می شدند.
.jpg)
هواپیمای فانتوم ایرانی که اخیراً در عراق یافت شده است
در طول جنگ، گزارش های بسیاری مبنی بر ساقط شدن هواپیماهای جنگنده ایرانی بسیاری توسط موشک های ماژیک حتی در ارتفاعات بسیار پایین نیز منتشر گردید. پس از سال 1982، می توان گفت که دیگر برد مسلم در نبرد های هوایی با عراق بود و هر چه کشور عراق بیشتر از سوی غرب تجهیز می شد، قوای نیروی هوایی ایران بیشتر تحلیل می رفت. در سال های پایانی جنگ، هواپیماهای ایرانی نمی توانستند بیش از 30 تا 60 سورتی پرواز در روز داشته باشند، در حالی که تعداد سورتی پرواز های هواپیماهای عراقی، حتی گاه 600 سورتی نیز می رسید. نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نیز دریافت که عملیاتی نگاه داشتن تمام فانتوم ها در طول جنگ، کاری بس مشکل است. فانتوم هواپیمایی بسیار پیچیده، دارای نگهداری مشکل و نیازمند 135 ساعت سرویس زمینی به ازای هر ساعت پرواز هوایی است.
.jpg)
هواپیمای فانتوم ایرانی در حال تعمیر و سرویس
یک سرهنگ ایرانی در سال های بعد از جنگ اظهار کرده بود که در سال 1986، تعداد فانتوم های قابل عملیات ایران زیر 20 فروند بوده و ایران در آن زمان، دیگر دارای هیچ فانتوم شناسایی عملیاتی نبود. کشور ایران در آن زمان، به شدت نیازمند قطعات یدکی فانتوم ها بود، حتی کار به جایی رسیده بود که قطعات هواپیماهای دیگر را جدا کرده و روی هواپیماهای نیازمند قطعات یدکی نصب می کردند. کشور اسرائیل در آن زمانه به طور مخفیانه قطعات یدکی هواپیماهای فانتوم را به ایران تحویل داد. دلیل اسرائیل برای این او این بود که با تجهیز ایران، تهدید ها از جانب عراق علیه اسرائیل فروکش خواهند کرد. از سوی دیگر، ایران در آن زمان قادر بود چه به طور قانونی چه غیر قانونی قطعات یدکی را از بازار جهانی نیز تهیه کند. در 31 آگوست سال 1984، یک هواپیمای فانتوم ایرانی در خاک عربستان سقوط نمود که تحقیقت نشان داد آن هواپیما از قطعات یدکی که از اسرائیل خریداری شده بود، استفاده می کرد.

گروهی از خلبانان توانمند ایرانی همراه با هواپیمای وفادارشان
در پنجم ژوئن سال 1984 میلادی، دو فانتوم ایرانی که در پی تهدید تجهیزات نفتی عربستان بر آمده بودند، توسط دو فروند هواپیمای اف-15 ایگل سی رهگیری شدند که یکی از فانتوم ها در این نبرد سقوط کرد. این برای اولین بار در تاریخ بود که یک هواپیمای ساخت شرکت مکدانل داگلاس، یک هواپیمای دیگر محصول همان شرکت را ساقط می سازد. هنگامی که در سال 1988، جنگ تحمیلی علیه ایران پایان یافت، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران فقط تعداد معدود 12 فروند یا کمتر هواپیمای فانتوم را که هنوز قابل عملیات بودند، در اختیار داشت. در حال حاضر، پیش بینی می شود که تعداد 70 تا 75 فروند فانتوم های ایرانی هنوز قابل پرواز هستند که بیشتر آن ها را مدل فانتوم ئی تشکیل می دهند. هم اکنون، هواپیماهای فانتوم ایرانی به دلیل ناتوانی هوایی، تنها برای انجام عملیات هوا به زمین و تهاجم به مواضع زمینی و سطحی دشمن به کار می روند.
منبع: وبلاگ ایر

